
بي ترديد تا برگزاري دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در سال 88 يعني چندماه ديگر، زمان زيادي باقي نمانده است اما با توجه به اهميت انتخابات رييس قوه مجريه و بالاترين مقام رسمي كشور پس از رهبري كه تحقق آمال و آرزوهاي ملت و آينده فرزندان اين مرز و بوم تا حد زيادي به آن وابسته است به وضوح درخواهيم يافت كه سخن گفتن درباره نامزد و يا نامزدهاي انتخابات رياست جمهوري سال آينده ضروري است. چنانچه سخني درباره كانديداي جريان اصلاح طلب ، يعني فردي كه خواسته ها و تمايلات بخش اعظمي از ملت ايران را نمايندگي خواهد كرد، باشد. بي گمان قدري دير هم شده است زيرا دست كم درمقايسه با رقيب فكري آنقدرها هم بي دغدغه نيستيم.
بنابراين تاكيد اين نوشتار بر حضور فردي خاص هرگز به معناي ناديده گرفتن حقوق ديگر نامزدهاي محترم انتخابات رياست جمهوري نيست و با تحليل شرايط فعلي بر ضرورت شركت ديگربار آقاي سيد محمد خاتمي رييس جمهور پيشين كشورمان در اين انتخابات تاكيد مي نمايد.
حضور خاتمي در دهمين انتخابات رياست جمهوري به دلايل زير ضروري و گريزناپذير به نظر مي رسد.
1-دفاع از آزادی بیان واندیشه
2-به خاطر جنبش اصلاحات: آنچه در دوم خرداد 76به وقوع پيوست جنبش مدني و اصلاحي مردم ايران همسو با انقلاب اسلامي بود. اصلاحات يك خواسته جمعي بود كه با مكانيزمي مدرن و مشروع به كرسي نشانده شد. طبيعي است كه در دوران 8 ساله اصلاحات به همان اندازه كه افرادي فرو افتادند افرادي ديگر برآمدند اما از اين ميان آنچه ثابت شد و ثابت ماند اين واقعيت است كه كسي جز خاتمي قادر به هدايت و رهبري اين جنبش نيست. خاتمي خواسته هاي اصلاحي مردم ايران را درست فهميد و توانست اين خواسته را از ميان ديگر خواسته هاي انحرافي تفكيك نمايد اگر چه در فرايند تحقق اين خواسته ها با مشكلاتي مواجه بود. بررسي كارنامه 8 ساله رياست جمهوري خاتمي به عنوان رهبر جنبش اصلاحات از حوصله و نيت اين نوشتار خارج است اما مي توان نوشت اگر كسي بگويد كارنامه عملكرد اصلاحي خاتمي عاري از اشتباه بوده است به يقين اشتباه كرده است و در مقابل اگر كسي ادعا كند كه در آن شرايط زماني رهبري
جنبش را در اختيار داشت بهتر از خاتمي ظاهر مي شد قطعا گزافه گويي مي كند
3-تحقق مردم سالاري ديني: اگر نظام جمهوري اسلامي را برآمده از انقلاب 57 به رهبري امام خميني بدانيم قطعا پي گيري و استمرار آن تفكري كه انقلابي كم نظير را برانگيخت جز در قالب مردم سالاري ديني ممكن نيست. اينك خاتمي از بزرگترين شارحان الگوي مردم سالاري ديني است كه حضور او در كسوت رياست جمهوري خواهد توانست اردوگاه پرقدرت هواداران سيستم غيردموكراتيك را به عقب براند..
وانگهي استقلال و آزادي به عنوان دو ستون بر پادارنده جمهوري اسلامي ونيز مفاهيمي همچون مجلس گرايي، تفكيك قوا، نمادهاي مدني و رشد و توسعه اقتصادي در درون مردم سالاري ديني قابل پي گيري و تحقق است.
4-به خاطرشخصیت کاریزمایی خاتمی: يك ديگر از دلايل حضور خاتمي در دهمين دوره انتخابات رياست جمهوري در كنار مجموعه دلايل و عوامل عنوان شده به خاطر بودن و يا برخورداري از مجموعه توانمنديها، خصلت ها، ويژگي و خلاصه همه آن چيزهايي
است كه تصويري از اين چنين از سيد محمد خاتمي به ذهن تك تك شهروندان ايراني متبادر مي كند. خاتمي محبوب اما فروتن به ميدان كار
وزار انتخاباتي آمد، محبوب و فروتنانه رييس جمهور شد و در نهايت محبوب و فروتن از پله قدرت پايين آمد. او در دوران 8 ساله رياست جمهوري رفتار و كرداري از خود بروز داد كه كمتر انساني قادر به انجام آن است خاتمي بي آنكه مدعي ارتباط با عالم غيب باشد سمبلي از احترام بود.
4-به خاطر کثرت حضور مردم پای صندوق رای
5-زنده کردن امیدها
6- دفاع از اسلام در درون و بيرون از مرزهاي ايران: متاسفانه اسلام تقريبا در مظلوم ترين دوران تاريخي خود به سر مي برد. روزگاري مرحوم سيد جمال الدين اسد آبادي گفته بود حجاب اسلام مسلمانان است.
اين واقعيت امروزه بيش از هر زمان ديگري رخ مي نمايد. اكنون قرائت ناصحيح از اسلام كه آنرا در رديف راديكال ترين و پرخاشگرترين مكاتب و ايدئولوژي هاي تاريخ قرار مي دهد، از سوي برخي بنيادگرايان و سلفي ها خارج از كشور
خاصه از سوي تروريست هاي القاعده مطرح مي گردد.
لذا درشرایط کنونی ظهور رهبران مسلمان نوانديش و ميانه رو نظير خاتمي كه اسلام را دين منطق و گفتگو مي دانند. بار ديگر به شكل كاملا محسوسي ضروري به نظر مي رسد
7-دفاع از تشیع: در شرايط فعلي شاهد شكل گيري مسابقه اي در فرقه گرايي هستيم و اين مسابقه تا آنجا پيش رفته است كه نه تنها خود را شايسته ديدار و زيارت مكرر امام غائب مي دانيم بلكه پا را فراتر نهاده و برخي اعمال خود حتي در حوزه مديريت امور جامعه را نيز به امام زمان نسبت داده ايم.
متاسفانه اين مسابقه هر روز در حال تكرار است و با اينكه علما و بسياري از افراد متدين جامعه لب به اعتراض گشوده اند به نظر مي رسد كه هنوز از حدت و شدت آن كاسته نشده است و مي رود تا بر صورت ناب ترين ركن اعتقادي تشيع خراشي جبران ناپذير وارد سازد.خاتمی به عنوان اصلاح گر ديني و مذهبي همانند آنهم در جايگاه بالاترين مقام اجرايي مي تواند ريشه چنين انحرافاتي را بخشكاند. محققين و تاريخ نگاران به خوبي مي دانند كه در زمان شكل گيري فتنه با بي گري با وجود آنكه شخص ناصرالدين شاه به همراه بسياري از عملا و مجتهدين از در مخالفت بر آمدند اما آنكسي كه در نهايت توانست اين فتنه ديني را سركوب كند امير كبير بود چرا كه هم اصلاح گر بود و هم قدرت اجرايي را در دست داشت مسلما در زمانه ما خاتمي راه علاج چنين كج انديشي هاي مذهبي است.خاتمی امیرکبیر زمانه است.
8-دفاع از نام ایران: شايد كمتر كسي را مي توان يافت كه همانند خاتمي در كسوت يك روحاني و عالم ديني شيفته ايران باشد. او به درستي توانست ثابت كند دينداري و ميهن دوستي را مي توان در كنار هم قرارداد اين نيازي است كه همه ايران دوستان بر آن ايمان دارند. در زمانه ما كسي همانند خاتمي قادر به ترويج توامان دينداري و ميهن دوستي نخواهند بود.
9-دفاع از آرمانهای واقعی امام (ره).
خاتمي در همين اواخر ثابت كرد كه حتي به قيمت تخريب حيثيت و اعتبار خود حاضر به تحمل مخدوش شدن آرمانهاي امام نيست و اكنون حفظ و ترويج آرمانهاي امام صرفا از رييس جمهور مصلح و متفكري نظير خاتمي بر مي آيد
10-دفاع ازجمهوریت نظام: در آستانه برگزاري هر انتخاباتي جمعيتي كثير از بهترين فرزندان انقلاب و مومنين به نظام به استناد بندهاي اول و سوم از ماده 28 انتخابات رد صلاحيت شده و به گوشه انزوا رانده مي شوند و در مقابل جمعي ديگر از اصحاب
فرصت و ...به شيوه هاي نادرست جايگزين آنان مي گردند.
اين اندوه آنقدر بر دل ياران ديرين انقلاب سنگيني مي كند كه آرزو مي كنند اي كاش خداوند آنان را شايسته همرديفي ياران شهيدشان مي دانست تا چنين روزهاي غمباري را شاهد نباشند. اين درد هنگامي دو چندان مي شود كه مي دانند در فرآيندي فرسايشي در نهايت آنچه آسيب مي بيند پايه هاي مستحكم نظام جمهوري اسلامي است. التيام بخش اين درد مشترك در شرايط كنوني بدون هيچ ترديدي سيد محمد خاتمي است.
11-کاهش تعددکاندیدها: به نظر ميرسد كه يكي از مشكلات اصلاحطلبان در انتخابات پيش رو تكثر نامزدهاي حمايتشده توسط افراد، احزاب و گروههاي مختلف اصلاحطلب است. نامزديِ خاتمي بهترين راه براي پيشگيري از اين مشكل و جلوگيري از ثبت نام چهرههاي متعدد اصلاحطلب است.
12-فراهم شدن اجماع اصلاحات: حضور خاتمي علاوه بر كاهش نامزدهايي كه ثبت نام ميكنند، زمينه را براي اجماع اصلاحطلبان فراهم ميسازد؛ اجماعي كه فقدانش به شكست پرهزينة آنها در نهمين دورة انتخابات رياست جمهوري انجاميد. اجماع بر سر ديگر نامزدهاي احتمالي (كروبي، نجفي، عارف، عبدالله نوري، كمالي، محمد هاشمي، روحاني، محتشميپور، جهانگيري، زنگنه، محمدرضا خاتمي و ديگر كانديداهاي جديد) محال يا بعيد و دشوار به نظر ميرسد.
13-کاهش احتمال رد صلاحیت خود خاتمی وهمچنین انتخابات بعدی
14-حل مسئله هسته ای وخاتمه مسالمت آمیزآن
15-جلب اعتماد ازدست رفته نسبت به دولت
16-بازگشت پررنگ زنان به صحنه اجتماع
17:برای پیروزی: استدلال لزوم وحدت براي پيروزي همچنانکه براي اصلاح طلبان کاربرد دارد براي اصولگرايان نيز ضرورتي انکار ناپذير است، چنانچه اعضاي ارشد مجاهدين و مشارکت بارها اعلام کرده اند با آمدن آقاي خاتمي دوگانه احمدي نژاد- خاتمي شکل خواهد گرفت، به اين ترتيب تمامي نيروي اصولگرايان براي شکستن آقاي خاتمي پشت سر آقاي احمدي نژاد جمع شده و چنين امري به دلايل ناگفته پيدا قطعا به نفع اصلاحات و شخص آقاي خاتمي نخواهد بود.
18-رونق گرفتن دوباره عسلویه
19-کسب تجربه 8ساله ودیدن دوره 4ساله ودریافت راه چاره درست
20-داغ شدن رقابت انتخابات
21-کسب آرای خاموش جامعه
22- کسب رای اصولگرایان ناقد دولت نهم
23-به حد اقل رسیدن چالش اصلاح طلبان
24- تشکیل یک تیم قوی متشکل از افراد زبده ونخبه جهت پیشبرداصلاحات
25-بازبینی اصل44ونظارت براجرای صحیح آن-چراکه متاسفانه درچندسال گذشته هربخشی که ازسبدحمایتی دولت خارج شده وبه بخش خصوصی واگذارشده جز ناراحتی چیزی به همراه نداشته است
26پرکردن صندوق ذخیره ارزی برای روز مبادا
27-توسعه صنعت توریسم وگردشگری به دنبال ایجادمناسبات وبهبودی روابط بین المللی
28-حل کردن مسئله عراق از طریق مذاکره با امریکا چراکه این مشکل جز درسایه همکاری دوکشور ایران وامریکا حل شدنی نیست
29-حل کردن بحران افغانستان به عنوان همسایه ایران
30-موضع گیری مناسب درمورد اسرائیل وحل بحران فلسطین
31جلوگیری ازخروج دانشمندان ومحققان کشور وکمک به آنها درزمینه تحقیق وپژوهش علمی وهموارکردن راه مخترعان داخلی
32-توسعه احزاب سیاسی وآزادی بیان درچهارچوب قانون کشور
33-توجه به حقوق اقلیت های مذهبی
34توجه به حق برابراحزاب وگروه ها دربهره گیری از رسانه ملی
35رفع مسائل مربوط به تفکیک جنسیتی دردانشگاه هاو مراکزدولتی
36-بازگست پررنگ روحانیون مبارز به صحنه
37-سروسامان دادن به اموربازنشستگان وتعیین تاریخی مشخص برای بازنشسته شدن
38توسعه اینترنت ووبلاگ نویسی وبرداشتن محدودیت ها
39-نظارت وتسریع در روند پرداخت تسهیلات وتعیین نرخی برای بهره بانکی درسیستم بانکی کشور
40-رواج اندیشه (چراغی که به خانه رواست به مسجدحرام است)وتوجه ویژه به مشکلات داخلی مردم
41-ایجادتوازن بین عرضه وتقاضا وکنترل بازار
42-مهار تورم وکاهش نقدینگی درکشور
43سروسامان دادن به بحران اشتغال وایجادتعادل بین دانشگاه وبازارکار
43-توجه ویژه به بحران اعتیاد درکشور
44پرداخت مطالبات معوقه کارکنان دولت اعم از معلمان وکارگران و.....
45توانایی در برداشتن موانع ازدواج جوانان وحل مشکلات مربوط به این حوزه
46-توان تشکیل تیمی فعال جهت رفع مشکل مسکن درکشور
46-توان مبارزه با رانت ومافیای نفتی و...درکشور
47-محبوبیت خاص خاتمی دربین مردم که در این اواخر در هر جمعی وارد می شود مردم با تشویق وابراز احساسات اورا دعوت به شرکت در مصاف انتخابات می کنند.
48-عدم توان صفحه سازی وتبلیغات سوء علیه خاتمی به خاطر سوابق روشن ودرخشان گذشته او
49-به خاطر حساسیت ایجاد شده بعد از حضور خاتمی احتمال تغلب ودست بردن در نتیجه انتخابات کم می شود
50-هزینه کردن مردم برای خاتمی :بسیاری ازمردم از هم اکنون اعلام آمادگی خود را جهت کمک مالی به ستاد خاتمی بیان کرده اند
51-عدم احتیاج به تبلیغات از طرف ستاد انتخاباتی اصلاح طلبان به خاطر شناخته بودن خاتمی
52-درکانون بودن خاتمی واجماع اکثریت احزاب اصلاح طلب بر روی او لذا شانس او در جزب رای بیشتر از دیگران است.
53-خاتمی به خاطرملایمت و حد وسط قراردادن حرکت واندیشه وگفتارخود هم می تواند آرای رقیب راجزب وهم درتعامل باجناح رقیب ازبرخی تنش ها درامان باشد
54-ازبین بردن رویکرد جنگ طلبان وتهدید آمیزحاکم برمنطقه واتخاذ رویکرد مناسبات به جای آن ازطریق نشست ها وگفتگوها وخروج خاورمیانه از این موقعیت جنگی
55-ازبین بردن تحریم های کنونی ازطریق حل مسالمت آمیز مشکلات موجود با اتخاذ سیاست درست ودفاع از حقوق اساسی کشور عزیزمان ایران
56-کسب وجهه وپرستیژ برای ایرانیان با اتخاذ رویکردگفتمان جهانی وتلاش برای رسوایی تروریسم واثبات این که ایران خواهان صلح جهانی وگفتگوی تمدن ها است دقیقا ضد اندیشه جنگ تمدن های ساموئل هانگتینتون (مثلا میانجگری درحل مسئله اویستا وآبخازیا-عراق-افغانستان)
57-ایجاد روحیه ونشاط درجوانان وتلاش برای ساختن ایرانی آباد برای همه ایرانیان با ایجادامید به آینده درنسل جوان خود موجب پیشرفت خواهدشد.
58-به خاطر اینکه مردم خود خواهان حضور خاتمی هستند واین ازنظرسنجی های اخیر درسایت یاری وهمچنین برخوردهای اخیر مردم باخاتمی وشعارهای دعوت به شرکت مردم مشخص است لذا همانطور که خودش گفته اگر مردم بخواهند می آیم موقعیت حضور فراهم است لذاچون مردم خودشان طالب حضورند رای آوردن راحت تراست.
59-تحول درنظام اداری کشور با ورود نیروهای جدید ازاصلاح طلبان ومیانه روها با اتخاذسیاست شایسته سالاری
60-حذف رویکردتحریم انتخابات وشرکت گسترده تر به خاطر همواری راه واینکه تندروها ازمواضع خود کوتاه آمده وصلاح را درحمایت از خاتمی می بینند
61-پیوستن لیدرهای دیگر وبرجسته اصلاحات به خاتمی وکمک به پیشبرد اصلاحات لیدرهایی همچون کروبی-نوری-وحتی هاشمی رفسنجانی
62-باآمدن خاتمی اصلاحات از بالا کارخود راشروع وباتغییرات درپایین وایجاداصلاح موانع راپشت سر خواهدگذاشت .گرچه درست شروع اصلاحات ازپایین ومیوه دادن دربالااست ولی شرایط کنونی این رویکرد را ایجاب می کند که ازبالا روند توسعه شکل گیرد.
63-دمیدن دوباره خاتمی درجان کم رمق اصلاحات وشکل گیری دوباره باقدرتی دوچندان جهت عملی کردن شعارهای گذشته خود وجبران کاستی های گذشته.
64-ایجادزمینه حضورخاتمی بااستناد به گفته خودش که:اگر اوضاع مملکت ومردم را درخطر ببینم حاظرم هرخطری را به جان بخرم .وشرایط کنونی گویای حضوراوست.
65-عدم ترس از وجودتنش وایجادبحران ازطرف رقیب چراکه شرایط کنونی خیل عظیمی از اصولگرایان منتقد رابه سمت میانه ومتمایل به اصلاحات کشیده وتازه مردم این بار خود خواهان حضورندوترس ازایجادبحران مثل دوره های گذشته هرروز یک بحران نیست درشرایط کنونی حتی منقدان دوآتشه دوره خاتمی خواهان دولتی جهت برون رفت ازاوضاع فعلی هستند.
66-عدم وقت کشی ازسوی اصلاحات ومناسب بودن موقعیت کنونی برای بازگشت دوباره ولی با دست پربه صحنه وحذف این تفکرکه حنوز زمان آن فرانرسیده که اصلاحات به میدان بیاید.تلف کردن وقت دردنیای سیاست بسیارناپسنداست چراکه هم هزینه می بردهم نیروی انسانی وهم وقفه دراصلاح .لذا زمان آن رسیده که اصلاحات پرقدرت وارد آوردگاه دهم شود.
67-بازگشت آرامش پس ازطوفان به اردوی اصلاحات وهمچنین بازیابی آرامش درحوزه اقتصاد ی وسیاسی وفرهنگی درکشور وآماده شدن جهت پرتاب شدن به سوی جایگاه واقعی ایران درجامعه بین المللی ورسیدن به توسعه اقتصادی و..
68-توسعه روابط باکشورهای تاثیرگذار وقدرتمند وباظهورپرقدرت درصحنه بین المللی وخروج ازانزوا هزینه کردن برای بهره بردن ..نه مانندکشورهایی که نان رامی خورند ونمکدان می شکنند.
69-باتوجه به شیوه وشکل سیاست خاتمی به راحتی وبدون تنش می تواند به مرور زمان ایران را تبدیل به قدرت برترخاورمیانه (ازطریق دیپلماتیک وگفتمانی)کند وبه مرورزمان امریکا را ازمنطقه خارج کند.
70-حضور زنان بویژه زنان اصلاح طلب پای صندوق به خاطر داشتن خواسته های برحق ازجمله حق تساوی حقوقی –بازبینی قانون حمایت ازخانواده و...
71-اصلاح طلب واقعی بودن خاتمی:فراموش نکنیم لیدر اصلی وعامل شکل گیری دوم خردادخاتمی بود.ولذاهرکسی که توفیق خدمت وکار دردوره هشت ساله اصلاحات را داشت که اصلاح طلب نیست. تنها خاتمی است که تعریفی درست از اصلاحات ارائه داد وباید خودی را ازغیرخودی شناخت.به نظرنگارنده خاتمی یک اصلاح طلب ناب است لذاضرورت ایجاب می کند ازاوحمایت شود.
72-خاتمی این بارکوتاه نمی آید:گروهی وحتی خودم ازخاتمی گلایه مندیم به خاطر کوتاه آمدنش درقبال ردصلاحیت ها وحوادث دوران ریاست جمهوریش لذا به خاط نقدهای بیشماری که به او دراین رابطه وارد شد والبته با دلایلی بنده متقاعدشدم. ولی درشرایط کنونی مطمئن باشید خاتمی 88باخاتمی 76 فرقی اساسی خواهد داشت.
73-جلب اعتماد از دست رفته نسبت به صندوق رای
74-چون راه حل نهایی مشكلات كشور اصلاحات دموكراتیك و ساختاری در همه حوزه های سیاسی، اقتصادی، حقوقی و غیره است.
75-به خاطر واقع بین بودنش : باید واقعبین بود، واقعبینی اما به معنای گم كردن راه و هدف نیست.
وضع جدید محتاج مشی جدید است. نمیتوان همان راههای شكستخورده پیشین را دوباره آزمود و انتظار پیروزی داشت. باید از دل یك گفتوگوی جمعی مابین همه نیروهای تحولخواه و اصلاحطلب و تكیه به خرد جمعی راههای تازهای برای موفقیت و غلبه بر موانع دموكراسی یافت و به سمت ایجاد گفتوگوهای جدی میان طیفهای مختلف اصلاحطلبان در عرصه عمومی جامعه رفت. واین لازمه اش انتخاب خاتمی است.
76-چون طرح یكسویه برخی كاندیداها راه به جایی نخواهد برد. احیای جنبش اجتماعی و ایجاد محور سیاسی الزامات خود را دارد. در گام اول مجموعه نیروهای اصلاحطلب و تحولخواه باید یكدیگر را به رسمیت بشناسند و به اصل گفتوگو و لوازم آن وفادار باشند، گام مهم بعدی توافق بر روی مكانیسمی جهت اتخاذ یك تصمیم مشترك در مورد انتخابات آینده است. تصمیمی كه باید همه در اتخاذ آن سهیم باشند و منطقا همه نیز روی آن بایستند ومشاهده شده همه روی کاندیداتوری خاتمی اجماع کرده اندوخرد حاکم خردی است كه نه تنها ماحصل رایزنی احزاب بلكه حاصل اظهارنظر بخشهای جامعه از جمله روشنفكران، فعالان كارگری، دانشجویی و فعالان جنبش زنان نیزمی باشد.
77-خاتمی شاخص های حکمرانی خوب رادارد نگاهی به لیست شاخصهای حكمرانی خوب میتواند نشان دهنده عمق و گسترهء اصلاحات مورد نیاز در كشور باشد. مگر نه اینكه «حكمرانی خوب» بنیان توسعه است؟ آیا تحقق این شاخصها مستلزم اصلاحات گسترده در ساختار و بنیانهای سیاسی نیست؟ واقعبینی نمیتواند به معنای نادیده انگاشتن نیازهای حیاتی كشور باشد. اكنون حفظ منافع ملی و توسعه همهجانبه در گرو اصلاحات دموكراتیك است، از همین رو نمیتوان به نام واقعبینی اصلاحات را از محتوا خالی كرد.لذا انتخاب مجدد خاتمی تحقق حکمرانی خوب وبه دنبال آن توسعه است.
78-احترام مردم به سادات وسید بودن خاتمی ومحبوبیت سیدین واولادپیغمبردربین عموم ایرانیان در شرایط کنونی که حتی بسیاری از روحانیون نگران جایگاه اجتماعی خود هستند وعلنا ابراز نگرانی کرده اند لذا این موقعیت اجتماعی دیگری است که منشعب از شخصیت فردی خاتمی ومی تواند برگ برنده ای درانتخابات آتی باشد.
79-به خاطر کسب مدال درالمپیک آینده وتوسعه ورزش کشور
80-به خاطر توجه به مدرک تحصیلی مدیران وهمچنین عدم نامیدن مدارک وبیانیه ها بانام کاغذ پاره بلکه توجه ویژه به مدارک وسوابق وآیین نامه ها وبیانیه های بین المللی.
درپایان باز هم تاکید می کنم با حفظ احترام به همه کاندیداهای آتی ریاست جمهوری دهم هدف این نوشتار بیان مسائلی است که رییس جمهور آینده می بایست به آنها توجه ویژه داشته باشد.
با آرزوی توفیق برای همه خادمان ملت شریف ایران
*کارشناس ارشدعلوم سیاسی
منبع: ياري نيوز

شايد براي عوض كردن حال و هواي وبلاگ بد نباشه يه سري به گذشتهها بزنيم. يادم مياد اولين باري كه فهميدم سياست چيه و سياستمدار كيه سال 76 بود، وقتي من فقط 8 ساله بودم و كلاس سوم دبستان. قبل از انتخابات رياستجمهوري، وقتي در و ديوار شهر پر از عكس خاتمي بود و ديگر هيچ (!) يه بار آخر شب وقتي داشتيم از مهموني بر ميگشتيم توي خيابون ديدم عكس خاتمي را به در و ديوار و درختا چسبوندن و خلاصه شور و حاليه. از بابام پرسيدم بابا اين كيه؟
بابام گفت آقاي خاتمي.
- واسه چي اينقدر عكسشو زدن؟
- واسه انتخابات.
- انتخابات چيه!؟
- از بين چند نفر يكي را به عنوان ريس كشور (!) انتخاب ميكنن، اون مياد جاي آقاي رفسنجاني.
- پس عكس بقيه كو؟
- نميدونم. اونا هنوز عكسشونو نچسبوندن!...
اين صحنهها را خيلي خوب يادمه. نميدونم چهطور شد كه من كمكم با اين آقاي خاتمي آشنا شدم و عجيبتر اين كه با يه وجب قد طرفداري هم ازش ميكردم. يادم نميره با اون سن و سال با پدر شوهر عمم چه طور در رابطه با سياست خارجي ايران بحث سياسي ميكرديم! شكي نيست كه تو اون سن نميدونستم سياست خارجي و اين چيزا يعني چي اما به هر حال از روي فطرت كودكانهام ميفهميدم كه بايد با همه دوست بود، از جنگ و خشونت دوري كرد، كرامت داشت، به ديگران احترام گذاشت و ... اما جالب اينجاست كه در تاريخ 21/2/1380، وقتي فقط 12 سال داشتم من براي اين آقاي خاتمي كه كم كم داشت دوباره براي انتخابات آماده ميشد شعر گفتم! گرچه در اشكالات بيشمار ادبي، معنايي، قافيهاي و وزني اين شعر شكي نيست، ولي از يه بچهي 12 ساله شايد بشه قبول كرد. اسم شعرم "آفتاب يزد"ه اما نميدونم اين اسمو بعدا براش انتخاب كردم يا همون روز. به هر حال . . .
سيدي از قلب كشور آمده بر اين ديار
سيدي كوبنده و روحاني و همتاي يار
از تو اي سيد چه داريم ما؟ آباديّ و آب
كشوري سرچشمهي علم و هنر و آفتاب
آفتاب علم تو پوشانده هر عشق و وفا
واي بر آن كس نداند سيدي و بيخطا
آنقَدَر خوبي تو داري كز همهشان عاجزم
آنقَدَر عاشق تو داري كز همهشان عاجزم
عاشق علم و وفا و خوبي تو اي پدر
اي پدر علم، فرهنگ و تمدن و هنر

اين مطلب را در حالي مينويسم كه امروز، سهشنبه 14/8/1387 حدود يك ساعت پيش مجلس شوراي اسلامي به عليكردن، كه نميدانم براي نامش چه شاخصي بگذارم (دكتر؟ مهندس؟ استاد؟ آقا؟ كاش حداقل آقايي ميكرد) رأي اعتماد نداد. اما موضوعاتي هست كه اين استيضاح را نسبت به ساير استيضاحاتي كه تا امروز در مجلس شوراي اسلامي رخ داده است برجستهتر ميسازد. قبلا متذكر ميشوم آوردن نام افراد بدون هيچ پيشوند و شاخصي دليل بر بيادبي نيست، بلكه به منظور ديدن همه با يك چشم است. مهم نيست كسي دكتر باشد يا نباشد، آقا باشد يا خانم. مهم اين است كه همه بايد انسان باشند..:
1-پيشينه علي كردان: علي كردان چهرهي ناشناختهاي در عالم سياست ايران نيست. خدمات(!!!) وي در سالهاي فعاليت سياسيش اظهرمنالشمس است. البته اينكه اين خدمات به چه كسي ارائه شده خود جاي بحث فراوان دارد كه بماند! به هر حال عقايد و اعمال علي كردان براي حداقل اهل سياست شناخته شده بود و همين امر صداي بسياري از مخالفين و حتي موافقين دولت را بلند كرد. به طوري كه ايشان حضور علي كردان در مسند وزارت كشور را خطرناك توصيف كردند.
2-رأي اعتماد: ماجراي رأي اعتماد علي كردان در مجلس نيز پرچالش بود. البته رأي اعتمادي كه بياعتمادي همان نمايندگان مجلس و مردم را در پي داشت! بسياري از رجال، خاصه شخص نمايندگان اعتراض فراواني به نحوهي اين رأيگيري داشتند. احمدينژاد براي مسئلت رأي اعتماد از مجلس از هيچ چيز دريغ نكرد. او حتي از سرور و سالار خود، مقام رهبري (روحه فداه!) نيز مايه گذاشت و به هر زور و ضربي كه بود كردان را به هيأت وزراي خود آورد. ناگفته نماند كه در آن زمان نيز در مورد مدرك علي كردان شبهاتي وجود داشت.
3-ماجراي مدرك جعلي: ديري از تسبيح چرخاندن علي كردان بر مسند وزارت كشور نپاييد كه تمام تلاشهاي ايشان براي كسب مدارج عالي علمي نقش بر آب شد. وزير بيچاره كه مدتها در دستگاه قضايي زحمت كشيده بود كه ليسانس افتخاري بگيرد، بارها و بارها براي گرفتن مدرك فوق ليسانس اين سو و آن سو دويده بود و بسيار با شخص ثالث(!) مكاتبه و مراوده و شايد هم معامله كرده بود تا از ايران به انگليس طيالارض كرده و مدرك دكترا بگيرد، خيال ميكرد وزارت را هم مثل مدرك، افتخاري و جعلي و پولي ميدهند (كه البته دادند!). به هر حال مدرك جعلي وزير كشور آنقدر سوژهي جالبي بود كه باعث شد ملت بيچاره كه سه سال است يك روز خوش نديدهاند اندكي بخندند!
خندهي تلخ من از گريه غمانگيزتر است/كارم از گريه گذشتهاست بدان ميخندم!
4-رفع اتهام: قضاياي رفع اتهام كردان از خود نيز در نوع خود كمنظير بود. شايد اين بخش از ماجرا براي خيليها خيلي سنگين تمام شد:
اولا: علي كردان از يك سياستمدار تندرو، پرقدرت، زورگو و مستبد تبديل به خادمي مظلوم شده بود و بارها اظهار بياطلاعي از ماجرا ميكرد! درويش دريوزهاي كه عالم و آدم در مملكت امام زمان سرش را كلاه گذاشته بودند! خوب است حداقل اندكي با سيستم قضايي آشنا بود و كتابهاي حقوقي و غيرحقوقي، تأليف دكتر علي كردان(!) را چاپ كرده بود و مدتها دانشجو تربيت ميكرد، وگرنه نامردمان جامه از تنش درميآوردند!
در آن شهري كه مردانش عصا از كور ميدزدند/من از خوش باوري آنجا وزارت آرزو كردم!
دوما: خوب حالا كه كسي مظلوميت ايشان را باور نميكند اشكالي ندارد، حيثيت هزاران انسان تحصيل كرده ايراني (كاري به خارجيها نداريم) و سيستم آموزش عالي كشور و مدرك مردم فداي يك تار موي علي كردان! واقعا شرمآور است كه رييس جمهور منتخب مردم اينگونه با اين ماجرا برخورد كرده و مدرك تحصيلي را كاغذپاره خوانده (مثل قطعنامههاي شوراي امنيت، دلار آمريكا و...) و بر ادعاي خود نيز پافشاري كند. شايد اين مرحله از كار اوج خشم مجلس و مردم از احمدينژاد بود، كسي كه مدرك را براي پست وزارت بياعتبار خوانده و تعهد علي كردان را كافي ميداند. (حالا اين تعهد نسبت به چي و به كيست، من هم نميدانم!) به راستي تعهد در مرام احمدينژاد و احمدينژادها چيست؟ كلاه سر مجلس و مردم گذاشتن؟ دروغ گفتن؟ جفا كردن؟
ما براي درك مطلب آمديم/ني براي اخذ مدرك آمديم
ما وزير پرتعهد طالبيم/بهر هر رزمايشي آمادهايم!
سوما: گاهي برخي ميخواهند سياهي خود را با سياه كردن ديگران بپوشانند. واكنش علي كردان و حاميانش در اين زمينه نيز قابل توجه است. فرافكني شگرد تماميت خواهان است كه از سالها پيش از آن كمك گرفتهاند. كردان ترجيح داد براي سبك كردن بارش همقطاران خود را نيز رسوا سازد (راست يا دروغ، شايعه يا واقعيت، نميدانم!). آنها تصميم گرفتند نام چند تن از دكترهاي بيمدرك ديگر را نيز فاش كنند، غافل از اينكه علي كردانها در ميدان خودشان هم كم نيستند. به هر حال چون صداي ديگري از آن دكترهاي بيمدرك بلند نشد، ما هم فرض را بر اين ميگذاريم كه همهي آقايان دكترند. اما نفس كار چي؟ فرافكني ايشان چه توجيهي دارد و چه نتايجي را به بار آورد؟
كل اگر طبيب بودي/سر خود دوا نمودي!
5-مرغ يك پا دارد!: وقتي تمام اين ماجراها براي همه واضح و روشن ميگردد يك راه گريز پيش روست: استعفا. شايد تلاشهاي پشتپرده و جلويپردهي نمايندگان و واسطان براي استعفاي كردان نيز در نوع خود كمنظير باشد. اما مشخص نيست پشت علي كردان به كجا گرم بود كه جسورانه ايستاده بود و ميگفت مرغ يك پا دارد! به راستي علي كردان به چه چيز فكر ميكرد؟ شايد ذرهاي احتمال ميداد كه نمايندگان به او رأي اعتماد بدهند. راستي اگر كردان از مجلس رأي اعتماد ميگرفت امروز چه اتفاقي ميافتاد؟ شايد بد نباشد يك لحظه به اين موضوع فكر كنيم. بعيد نيست كردان نيز قبل از ما به اين موضوع فكر كرده باشد. اگر علي كردان وزير ميماند خيلي چيزها از ملت گرفته ميشد. اين استيضاح يك مسير دو سويه بود كه يك سو به كويبدن مهر تثبيت بر پيشاني تماميت خواهي و سوي ديگر به تزلزل در پادگان ايشان منتهي ميشد.
6-خدمتگزار يا بدعتگزار: حمايت غيرقانوني دولت بدعتگزار(!) از وزير كشورش را شايد بتوان در دو زير مجموعه علني و غير علني تقسيم نمود. طبيعي است كه يك دولت وظيفه خود بداند از وزير خود تا جايي كه ميتواند حمايت كند. اما با چه هزينهاي؟ جوابهاي سربالاي رييس جمهور كه كاش ميدانست داستان علي كردان با داستان گوجهفروش محلهشان متفاوت است، تهديد نمايندگان خواستار استيضاح به پيگرد قضايي و موارد مشابه ديگري كه در اين نوشته به آن اشاره شد يا نشد، گوشهاي از حمايتهاي غيرقانوني علني دولت از كردان بود. اما ماجراي خواركننده كمك 5 ميليوني به مساجد در قبال انصراف از استيضاح كه گوشهاي از حمايتهاي غيرعلني و محرمانهي دولت از كردان بود و به لطف خدا برملا شد نيز تأسف برانگيز بود (مكروا و مكر الله و الله خير الماكرين). اين ماجرا آبروي هر كه به ايراني بودنش افتخار ميكرد را برد، نه فقط رحيمي، معاون حقوقي رييس جمهور (نميدانم چرا مدرك همه اين حقوقيها مشكل دارد! البته قرار شد در اين مورد صحبتي نكنم.)، نه فقط رييس جمهور، نه فقط كردان و نه فقط حاكميت.
واكنش كردان نيز در قبال اين فاجعه جالب توجه است. باعث و باني تمام اين بدبختيها در روز آخر وزارتش از مجلس به خاطر رفتار قاطعانه با رحيمي تشكر كرد!
7-روز حسرت: دوشنبه روز حسرت بود! روز حسرتي براي همه، هر كسي كه در اين مملكت زندگي ميكرد. خدا را شكر نمايندگان مجلس آنقدر منصف بودند كه يك روز پس از تسخير سفارت، تسخير وزارت كنند. نمايندگان كه محض رضاي خدا يك نفرشان هم از كردان حمايت نكرد، آمدند و رفتند و حرفهايشان را زدند. غيبت رييس جمهور نيز امري بديع از سلسله بدعتهاي دولت بدعتگزار بود. ديدار تشريفاتي با عالم ارامنه احمدينژاد را از نعمت حضور در جلسه استيضاح محروم ساخت. بيشك اين نيز گوشهاي از تلاش دولت در حمايت از كردان بود.
هرگز گمان مبر ز خيال تو غافلم/گرماندهام خموش خدا داند و دلم
اما سخنان شخص كردان از اهميت فوقالعادهاي برخوردار بود.
"اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علي ولي الله" اين جملهاي است كه علي كردان براي اثبات التزامش به اسلام و انقلاب بر زبان راند. ولي افسوس كه وي فراموش كرده بود كه "الايمان معرفة بالجنان و اقرار باللسان و عمل بالاركان". سخنراني كردان در مجلس تيري كاري بر پيكر اسلام و انقلاب بود. چه ننگ بزرگي است وقتي كردان خودش را عامل به اسلام و انقلاب و نه فقط سخنگوي آنها ميداند! چه ننگ بزرگي است وقتي كردان خودخواهانه بار جهالتش را بر دوش اسلام و انقلاب مياندازد. كاش كردان ميدانست چسباندن تمام اين بدخلقيها به اسلام و انقلاب چه در پي دارد و بايد براي اصلاح اين خسارات، خاصه بهانهي افتاده به دست مخالفان اسلام و يا انقلاب در آينده مسلمانان و انقلابيون چه هزينههايي را بپردازند. بررسي واكنشها به اين سخنان كردان طي روزهاي آينده دليل نگراني نگارنده از اين بابت را مشخص خواهد نمود.
اي كاش اين بار، بار آخر باشد. اي كاش مردم بيدار شوند يا حداقل بفهمند كه خفتهاند. به اميد رحمت بيكران خداوند. والسلام..

جناب آقاي خاتمي، رييس جمهور گذشته و آيندهي ايران عزيز. با سلام.
تا حد توان نامهي اخير را خلاصه نمودم، شايد در اين حجم كاري مجال قرائت آن را بيابيد.
مدتي است جنجال حضور شما در انتخابات آتي به عنوان كانديداي رياست جمهوري قامت قلم خبرگزاريها را شديدا فرسوده و روزي نيست كه شايعهاي يا واقعيتي در اين مورد به چشم نيايد. به هر حال مواردي هست كه اجمالا آنها را بيان ميكنم.
اتحاد مقبول و شايد بينظير همهي طيفها در دعوت و حمايت از شما قابل تأمل است، چه آنهايي كه از آغاز تا امروز جز خاتمي نامي بر زبان نراندهاند و چه آنهايي كه روزي شيطنتي كردند و فردايش نادم برگشتند. اگر احزاب و گروهها و اجتماعات را نمادي از كل جامعه بگيريم (كه همينطور هم هست) به خوبي واضح است كه جو حاكم براي چنين حضوري آماده و مهياست، انشاءالله.
اما از اين چيزها كه بگذريم دوران اصلاحات اگر هيچ چيز نداشت (كه داشت)، لا اقل تمرين قابل قبولي براي ياد گرفتن دموكراسي بود. اقدامات پايهاي و اساسي دولت اصلاحات جهت نهادينه كردن شورا و دموكراسي در كشور قابل تقدير است. از NGOها و تشكلهاي غيردولتي گرفته تا شوراهاي دانشآموزي، تشكلهاي احيا شدهي دانشجويي، احزاب احيا شده و ... و همچنين تقويت نهادهاي پوسيده و خاك خورده سابق همه بارقههاي اميدي بود كه بهار آزادي را نويد ميداد. ولي افسوس كه تگرگ پيش از عيد اين شكوفههاي اميد را فروريخت! تأييد صلاحيت بيش از 95% از متقاضيان مجالس شوراي اسلامي ششم و هفتم توسط هيئت اجرايي، حفاظت در حد توان از آراي مردم، تريبونهاي جنجالي مجلس ششم، افزايش بينظير خبرگزاريهاي مستقل و روزنامههاي منتقد و ... سواي از ديگر تلاشهاي اقتصادي، اجتماعي و سياسي دولت اصلاحات شايد گوشهاي از تلاشهاي اصلاحطلبان براي يادآوري و يادگيري دموكراسي معهود در انقلاب سال 57 باشد. و امروز رسالتي نو بر دوش همهي ايرانيان، خاصه رييس جمهور گذشته ايران است تا رييس جمهور آينده ايران نيز باشد، انشاءالله.
اما در مورد دو پيششرط جنابعالي نيز بايد اين سؤال كوتاه را مطرح نمود. به راستي چه كسي جز شما و بهتر و قدرتمندانهتر از شما ميتواند اين پيششرطها را عملي سازد؟ چه كسي جز شما ميتواند به عنوان خاتمي، رييس جمهور آينده ايران اهدافش را براي مردم تشريح و تبيين كند و چه كسي جز شما ميتواند جهت احياي اختيارات رييس جمهور با حاكميت اتمام حجت نمايد؟ پس اي مردي با عباي شكلاتي، در اين شب سرد و تاريك چله، مهتابوار، چلچراغ آسمان تاريكمان باش. به اميد آن روز كه خدايت اين بار سنگين را از شانههاي خستهات برگيرد، انشاءالله.
«الم نشرح لك صدرك، ووضعنا عنك وزرك، الذي انقض ظهرك، و رفعنا لك ذكرك، فان مع العسر يسرا، ان مع العسر يسرا، فاذا فرغت فانصب، و الي ربك فارغب» راست گفت خداي بلند مرتبه و بزرگ..
كوشا آزادي، 8/8/1387