تبليغاتX
๑kaMOONeh๑

مهدي جان؛

فرعون، موسي را از ترس گمراه ساختن مردم مرتد خواند! آنجا كه گفت "بگذاريد موسي را به قتل برسانم و (چون كسي را ندارد) بايد پروردگارش را به ياري خواند، مي‌ترسم دين شما را دگرگون سازد يا در اين سرزمين تباهي به بار آرد"(1)!

قريش، محمد را به جرم اقدام عليه امنيت مكه مجرم خواند!

بني‌اميه، حسين را به جرم خروج از دين و اقدام عليه امنيت كاخ يزيد به شهادت رساند!

طاغوت، مصدق را و بازرگان را به جرم ضديت با سلطنت مشروطه و اقدام عليه امنيت عمومي به بند افكند!

مهدي جان، ما خوب مي‌دانيم چه كساني هر صدايي را عليه خويش مي‌پندارند! "هنگامي كه آنها را مشاهده كني آراستگي ظاهرشان تو را به شگفت آورد، و اگر سخني را آغاز كنند به گفتارشان گوش فرا مي‌دهي، ولي آنها همچون چوب خشكي بر ديوارند، هر صدايي را عليه خويش مي‌پندارند، آنها دشمنند، پس از آنها بر حذر باش، خدا بكشدشان، چگونه بازگردانده مي‌شوند!؟"(2)

مهدي جان، ما خوب مي‌دانيم چه كساني مؤمناني چون تو را گمراه مي‌شمارند! گنهكاران "چون مؤمنان را مي‌ديدند، آنها را گمراه معرفي مي‌كردند"(3)!

مهدي جان، پايدار باش كه ما خوب مي‌دانيم چه كسي در راه خويش پايدار است. "همانا اين قرآن به پايدارترين راه هدايت مي‌كند".

مهدي جان، بشارت باد بر تو كه پاداشي بزرگ خواهي داشت. "و به مؤمنان نيكوكار بشارت مي‌دهد كه پاداشي بزرگ خواهند داشت"(4).

مهدي جان، پايدار باش كه در صف صالحان تاريخ ايستاده‌اي. . .

 

1. سوره غافر، آيه 26

2. سوره منافقون، آيه 4

3. سوره مطففين، آيه 32

4. سوره اسراء، آيه 9

+ نوشته شده در شنبه 1388/02/26ساعت 13:9 توسط کوشا آزادی |

جمهوریت: محمود احمدی نژاد چهار سال پیش در چنین روزهایی و قبل از آن که به ساختمان ریاست جمهوری برود در برنامه های انتخاباتی اش قول هایی به مردم داد که نگاهی به لیست این قول ها و وعدهها می تواند بهترین ابزار برای شناخت میزان تعهد و پایبندی محمود احمدی نژاد به شعارهایش باشد. اکنون در آستانه انتخابات ریاست جمهوری دهم سایت جمهوریت لیست وعده ها ی احمدی نژاد را که چهار سال پیش خبرگزاری فارس آن را منتشر کرد بدون هیچ گونه دخل و تصرفی برای خوانندگان محترم منتشر می کنیم.


آنچه هست؟

_ مشكلات ما نه از نظام و نه از مردم است. مردم و نظام ما بهترين است. مشكل ما يك گروهي از مديران هستند كه كشور را مال خود و ميراث خود مي‌دانند.
_ امتيازات ويژه‌اي در اختيار عده خاصي قرار دارد و ميلياردها ريال خرج دكورها و چيزهاي بي‌حاصل مي‌شود.
- سيستم مالي كشور مردم را به سمت دلالي سوق مي‌دهد
_ ثبات اقتصادي و برنامه‌ براي كشاورزان، كارگران، كارمندان و تجار و بازاريان نيست و امنيت خاطر يك برنامه با ثبات ندارند.
_ ٥ جوان نمي‌توانند ٥٠ ميليون وام بگيرند و يك دفتر مهندسي تاسيس كنند و توليد اشتغال نمايند.
_ شيوه مديريت بانكها كه با هزينه بالا و بازده كم اداره مي‌شود، پدر كشور را در آورده است
_ زد و بندهاي پشت پرده، سرمايه‌هاي مردم را جمع كرده و به آنها آسيب مي‌رساند.
_ مدل اقتصادي فعلي همه ثروتها را در يك نقطه متمركز نموده است و از همه جاي كشور نيروي انساني و ثروت در تهران جمع مي‌شود.
_ فضايي در كشور است كه همه حالت عصبي دارند و آرامش نيست و كسي نمي‌تواند براي زندگي خود برنامه‌ريزي كند
_ مردم به حرفهاي مسئولان اعتماد ندارند.
_ شكاف بين ملت و دولت افزايش يافته و به مرحله بحراني رسيده است.

* وضعيت تهران

_ تهران روزانه ٣ميليارد تومان هزينه دارد.
_ ٣٠٠ ميليون تومان خرج دكور يك مدير شده است.
_ شهرداري تهران در راس سازمانهاي متخلف و شكايت خيز بود و الان تقريبا صفر است.
_ شهرداري در گذشته داراي وضعيت و سابقه ١٠٠ سال گذشته بوده است.
_ ٢٥ هزار برنامه فرهنگي، هنري و ورزشي ارايه كرديم.
_ بيش از ١٠ درصد سود بانكها هزينه مديريت مي‌شود.
_ ٣٠ ميليارد دلار درآمد نفتي ما در طول سال بوده است.
_ روزي ٤ ميليون ليتر بنزين فقط در راه بندان تهران مصرف مي‌شود؛ يعني سالي ٤٠٠ ميليون دلار كه اين فاجعه است.
_ ١٥٠٠ شركت دولتي اصلا كاري در تهران ندارند.
_ ٤٥ درصد تردد تهران متعلق به ماشين‌هاي دولتي است.
_ صرفه‌جويي ٤ ميليون ليتر بنزين در روز استانها را آباد مي‌كند.
_ ١٢٧ هزار تومان حقوق و ١٩٠ هزار تومان هم خط فقر!
_ در شهرداري تهران از ٩ معاون ٤ تا دكتراي تخصصي دارند، ٥ نفر فوق ليسانس تخصصي دارند.
_ ١٠٠ استاد دانشگاه متخصص در كميته‌هاي مختلف اجتماعي، صنعت، مالي و كشاورزي برنامه‌هاي من را تنظيم كردند
_ در ٢ سال كار شهرداري به اندازه ٨ سال قبل در تهران كار شده است كه آن را آمار نشان مي‌دهد.
_ ٥٠ نفر در سونايي در تهران جمع مي‌شدند و براي بدنه شهرداري تصميم مي‌گرفتند.
_ ٢٠٠ بوستان و ١٦٠ مجتمع ورزشي و فرهنگي و هنري در زمان شهرداري تهران ساختيم.

* نظرات و خصوصيات فردي

_ من وارد محدوده ممنوعه قدرت شده‌ام.
_ مشكلات كشور را ريشه‌يابي كردم.
_ برخي دانشجوياني كه چند سال پيش فارغ‌التحصيل شده و ازدواج كرده‌اند، با من ارتباط بسيار صميمي دارند.
_ بيشترين حجم فضاهاي تفريحي را در تهران درست كرده ايم.
_ من منافع ملت را فداي گروه‌ها و باندها و احزاب نمي‌كنم.
_ من از كساني كه از ما انتقاد مي‌كنند تشكر مي‌كنم و به آنان هديه مي‌دهم.
_ مردم به من دسترسي دارند و راحت‌ مي‌توانند حرفشان را بزنند و دارند مي‌زنند و بعضي از مردم شكايت ادارات ديگر را سر من داد مي‌زنند.
_ نقطه اصلي هدف را شناسايي كردم.
_ در فوق ليسانس بچه‌ها ترم سوم درسها را با من مي‌گيرند و خيلي راحت‌ در كلاس با من بحث مي‌كنند.
_ دنبال تاسيس بانك شهرداري بودم كه به ما مجوز ندادند.
_ من به شدت موافق بازار بورس هستم.
_ بحث من اشتغال و مسكن جوانان است.
_ آرزوي من رفاه براي همه است.
_ اظهارنظر حق همه است و نخبه و غيرنخبه ندارد.
_ من مهندس هستم و با ريشه‌ها برخورد مي‌كنم.
_ تا زماني كه ازدواج، مسكن و نيازهاي مردم را برطرف نكنيم ،نمي‌توان با ناهنجاري‌هاي اجتماعي برخورد كرد. چون اينها سايه عدالت است.
_ بنده فرزند ملت و خادم جمهور و خادم ملت هستم.
_ بايد با راي مردم بتوانم كارهاي شدني را در دولت انجام دهم
_ اجراي عدالت سخت است.
_ در شهرداري توانستم فضايي ايجاد شود كه بازار مسكن رشد طبيعي داشته باشد و ساخت و ساز آرام انجام شود.
_ يك كشور را يك نفر نمي‌تواند اداره كند، بلكه بايد مديران اداره نمايند.
_ مي‌خواهم بين مردم و دولت اعتماد و يكپارچگي ايجاد كنم.
_ دولت حامي، بسترساز و هادي است.
_ بايد رابطه مردم با دولت را از مهر و محبت پر كنيم. كاري كه ما در شهرداري انجام داده‌ايم رابطه بسيار قهر‌آلود را تبديل به فضاي عاطفي و دوستانه بين مردم با شهرداري كرديم و با مردم رفيق و صميمي شديم.
_ من معتقدم ستاد دولت اگر درست شود، كشور اصلاح مي‌شود.
_ تمام زور و زبان، فكر و منطق من «مردم» هستند.
_ هرگاه خواستيد وارد عرصه‌اي بشويد، تكليفي برويد.
_ امروز وظيفه من است براي ترويج يك فكر در اينده خود را آماده كنم .
_ دولت اسلامي نبايد وابسته به هيچ جناح، گروه و افراد توانمند باشد.
_ دولت اسلامي وام دار خط ولايت است.
_ نبايد دولت را بگيريم و صرفا كارها را بين خود تقسيم كنيم.
_ من نوكر مردم هستم و مي‌خواهم در عمل در راستاي انقلاب و نظام حركت كنم.
_ مدير اصول‌گرا دنبال تسخير دلها است.
_ تشكيل دولت اسلامي به اندازه انقلاب ارزش دارد كه مي‌تواند منشا و تحول بزرگي در كشور و در دنيا شود.
_ وقتي روي اصول پافشاري كنيم همه چيز عوض مي‌شود.
_ خدا يك فكرهايي به ذهن من انداخت كه سالها اگر فكر مي‌كردم به آن نمي‌رسيديم.
_ پافشاري در اصول تحول درست مي‌كند، توكل به خدا و اخلاص لازم است.
_ هرجايي كه لازم باشد و ضرورت پيدا كند، با قطار مي‌روم.
_ آزادي روح انقلاب است.
_ زن و مرد مكمل هستند.
_ حوصله، محبت و روح لطيف در وجود زنان است.
_ در فرهنگ اسلامي زنان خيلي محترم‌تر از مردان هستند.
_ رسانه‌ ابزار است و بايد فكر، انديشه و نوآوري پشت اين ابزار قرار بگيرد و كشور پيشرفت ‌كند.

آنچه بايد شود؟

_ بايد اصلاحاتي در شيوه اداره كشور انجام شود.
_ مديران نبايد يك قشر ممتاز و منت‌گذار مردم باشد، بلكه بايد در وسط مردم، نوكر آنها و در خدمت مردم باشد.
_ مدير بايد همه حرفها را بشنود، امكان دسترسي به آن باشد و عدالت محور باشد.
_ سطح رفاه را بايد به حداكثر برسانيم.
_ مردم بايد امكان دخالت در امور سياسي و دخالت در مسايل سياسي، اقتصادي را داشته باشند.
يعني اقتصاد را ملت اداره كند، سياست را ملت اداره كند و فرهنگ را ملت رشد بدهد.
_ بايد به مردم فرصت بدهيم و سر مديري كه بيت‌المال را تلف مي‌كند، داد بزنيم.
_ ما بايد بتوانيم فضايي ايجاد كنيم كه آزادي در بالاترين حد ايجاد شود.
_ ما مي‌خواهيم جلوي رانت‌ها را بگيريم.
_ دانشگاه بايد بسيار پرنشاط و اميد‌آفرين باشد. چون همه سرمايه هاي ملت ما از اين جا رد مي شود. بايد از مسير دانشگاه آدمهاي خلاق، نوآور، مبتكر، شجاع، تصميم گير و آزاد‌منش بگذرند كه اين مستلزم آن است كه معلم، استاد ما دلهره و دغدغه معيشت نداشته باشد تا بتوانند خلاقيت‌هاي خود را بروز دهند.
_ يكي از كارهاي من اين است كه وزارت خارجه مدافع حقوق همه ايرانيان خارج از كشور شود. هر كس كه ايراني است در هر جاي دنيا، دولت خادم اوست.
_ دولت بايد در ارايه خدمات به قيافه، قد، مذهب، لباس و سليقه طرف نگاه نكند و حقوق اجتماعي همه را يكسان توجه كند و حق ندارد بين افراد، درجه يك و دو تعيين كند و هر كس كه در راس دولت قرار مي‌گيرد خادم كل ملت است.
_ نبايد مديران براي خود ميدان فرعي درست كنند.
_ عرصه مسئوليت سه بخش بايد شود ١ _ كارهايي كه مردان انجام مي‌دهند ٢ _ كارهايي كه زنان مي‌توانند انجام دهند ٣_ عرصه مشترك كه بر اساس شايسته‌سالاري است.
_ بايد بانكها اصلاح شود و با كمترين هزينه بيشترين خدمات را بدهند.
_ بودجه‌ها بايد بر اساس عدم محروميت توزيع شود.
_ تمركز گرايي را از تهران خارج مي‌كنيم تا تهران خلوت شود.
_ دولت بايد حداكثر رفاه را براي همه بخواهد.
_ مطبوعات بايد ياد بگيرند از آزادي خوب استفاده كنند و مسئولين هم بايد سعه صدر بيشتري داشته باشند.
_ بايد براي نخبگان فرصت بالندگي ايجاد كنيم آن كسي كه نخبه است و مي‌تواند توليد فكر كند و نوآوري و ابتكار داشته باشد، بايد فرصت در اختيار آن قرار گيرد كه نخبگي خود را در خدمت ملت قرار بدهد و بايد به آن كمك كرد.
_ بايد با ويژه خواريها برخورد شود، گرچه خيلي سخت است، اما شدني است.
_ همانطور كه در شهرداري دست باندها را قطع كرديم، بايد در كليه ادارات اين كار انجام دهيم.
_ دولت را بايد از حالت محافظه‌كاري در آورد.
_ تحولات در سيستم اداري ارث پدري افراد نيست و بايد ادارات را از دست افراد بيرون آورد.

+ نوشته شده در پنجشنبه 1388/02/10ساعت 20:15 توسط کوشا آزادی |

با سلام و تبريك سال نو.

در لحظه تحويل سال و آغاز بهار هر كسي در يك كاريه و به يه چيزي فكر مي‌كنه. در اين بين ما سياسي‌نويسا با گوشه چشمي كه به شادي‌هاي نوروز داريم نگاهي هم به سياست و بالاخص سياستمدارها داريم.

هر سال طبق يك سنت ديرينه كه تا من به ياد دارم همين‌طور بوده پيام تلويزيوني رهبر و رييس‌جمهور از تمام شبكه‌هاي صدا و سيما پخش مي‌شه. پيام امسال مقام رهبري رنگ و بوي عجيبي داشت! يه جورايي حكم حكومتي در لباس نوروزي به قواي كشور ابلاغ شد. سال "اصلاح الگوي مصرف"! عجب حمايت بي‌دريغي از اين دولت مهرورز مي‌شه! اصلاح الگوي مصرف شعاريه كه دولت براي هدفمند كردن يارانه‌ها مانور زيادي روي اون داد و در اختلاف بين دولت و مجلس هر دو اصولگرا، اين مجلس بود كه دربرابر خواسته دولت ايستادگي كرد. در دنبال كردن اين اختلافات و دعواها به شدت در انتظار يك حكم حكومتي بودم كه... پيام نوروز مقام رهبري انتظار مرا به سرانجام رسوند. جالب اينجاست كه به گفته خودشون قراره به زودي سخنراني مفصلي در اين باره ارائه بشه. البته اين نكته را بايد گفت كه درست مصرف كردن يك وظيفه نه فقط ملي، بلكه انسانيه و به خصوص ما مسلمون‌ها وظيفه داريم توجه خاصي به صرفه‌جويي داشته باشيم. چون قرآنمون مي‌گه بخوريد و بياشاميد ولي اسراف نكنيد كه بارها اين جمله را شنيديم و همه بلديم و مي‌گه مبذرين و اسراف‌كاران برادران شياطينند! پس از اين ديد "اصلاح الگوي مصرف" موضوع بسيار مهميه اما از نگاه سياسي مسائلي كه مطرح كردم هم قابل توجهه.

نفر دوم رييس جمهور بود. حرف زيادي در اين باره ندارم چون حرف‌ها درباره سخنراني‌هاي ايشون به اندازه كافي زده شده و از اونجايي كه فرمايشات ايشون زياد تفاوتي با هم نداره پاسخ به يكي از اونها همه را پوشش مي‌ده. باز هم دكتر احمدي‌نژاد فرصت را براي چسباندن خود به امام زمان و سپس ناسزاگويي به غرب و شرق عالم و تعريف از دولت خدمتگزارشون غنيمت شمردند.

اما امسال شخص ثالثي نيز به جمع سياستمداراني كه به ملت ايران پيام تلويزيوني مي‌دهند اضافه شد. باراك اوباما رييس جمهور جديد آمريكا. از اونجايي كه دوست ندارم در عنفوان سال جديد به جرم براندازي نرم و جاسوسي براي آمريكا دستگير بشم از تعريف كردن از پيام او مي‌پرهيزم اما در يه جمله مي‌گم پيام خيلي خوب و در عين كوتاهي جامع و قوي بود.

به اميد سالي پر از شادي و پيروزي براي همه انسان‌ها از جمله هموطنان عزيزم.

+ نوشته شده در جمعه 1387/12/30ساعت 17:31 توسط کوشا آزادی |

دكتر يزدي در كنار امام خميني در پاريس

هفتم اسفندماه 1359. چهار نماينده تهران در مجلس شوراي اسلامي، مهندس مهدي بازرگان، دكتر يداله سحابي، دكتر ابراهيم يزدي و مهندس هاشم صباغيان در پي لغو سخنرانيشان در دانشگاه تهران توسط وزارت كشور، طبق همان قرار قبلي و رأس ساعت 3 بعد از ظهر، در ورزشگاه امجديه سخنراني مي‌كنند.

سخنران اول دكتر سحابي است. مجري وي را اين‌گونه معرفي مي‌نمايد: "اين مظهر شجاعت و پايداري و مرد تقوي و عمل، مجاهد خستگي‌ناپذير، از بنيان‌گذاران نهضت آزادي ايران جناب آقاي دكتر سحابي با شما سخن مي‌گويد."

سخنران دوم مهندس بازرگان. "برادران و خواهران عزيز، چريك پير، افتخار ايران، پايه‌گذار حركت‌هاي اسلامي روشنفكران، لبيك‌گوي امام چه در دوره اختناق و چه در دوره سازندگي انقلاب، مبارز نستوه بازرگان از بنيان‌گذاران نهضت آزادي ايران سخن مي‌گويد."

و سخنران سوم دكتر يزدي. "اينك بنيان‌گذار حركت‌هاي نوين اسلامي در خارج از كشور و يكي از بنيان‌گذاران نهضت آزادي ايران، يار وفادار امام در تمام مدت تبعيد، مرد صداقت و تقوي و مظهر اخلاق و انسانيت دكتر ابراهيم يزدي با شما سخن مي‌گويد."

اين اولين و آخرين باري نيست كه دكتر يزدي "يار وفادار امام در تمام مدت تبعيد" ناميده مي‌شود. به راستي اگر همه دهان‌ها را از گفتن اين حقيقت ببندند، تاريخ خود اين واقعيت را فرياد خواهد زد.

در سال 1965 هنگامي كه آيت‌الله خميني از تركيه به عراق منتقل و در شهر مقدس نجف مستقر شد، دكتر يزدي به همراه دكتر چمران به نزد ايشان رفته و پيام‌هاي برادران مسلمان خارج از كشور ايران را به ايشان رساندند و امام در اين ديدار با صراحت تمام بيان داشت كه انتقال ايشان از تركيه به نجف متأثر از فعاليت‌هاي بين‌المللي برادران خارج از كشور بوده است. دكتر يزدي در سال 1967 مجددا به آمريكا باز مي‌گردد و در هدايت و تشكل فكري و اخلاقي و سياسي هزاران دانشجوي ايراني در آمريكا نقش فعال و اساسي داشته است.

در سال 1351 امام خميني طي نامه‌اي به دكتر يزدي ضمن معرفي ايشان به عنوان وكيل تام‌الاختيار خود، اجازه داد تا از محل جمع‌آوري وجوهات، قسمتي را صرف فعاليت‌ها و تبليغات اسلامي نمايد. دكتر يزدي به لحاظ ارتباط دائم با امام در نجف، حامل اكثر پيام‌هاي وي به دانشجويان مبارز خارج از كشور بود. با همت دكتر يزدي بود كه شركت "انتشار" توانست دفاتري در اروپا و آمريكا براي توزيع يا تكثير كتب مفيد اسلامي افتتاح نمايد. پس از تعطيل شدن شركت "انتشار" در تهران به وسيله ساواك، دكتر يزدي به كمك برادران مبارزش توانست چاپخانه و مؤسسه دفتر پخش كتاب را تأسيس نمايد و از اين طريق بود كه كتاب‌ها و نوارهاي اسلامي در سراسر جهان از آمريكا و اروپا گرفته تا افغانساتان و عراق، شيخ‌نشين‌هاي خليج فارس، هند و پاكستان و فيليپين و ... پخش و منتشر مي‌شد و ترجمه كتاب‌هاي مفيد اسلامي به زبان‌هاي خارجي (كتاب‌هاي دكتر شريعتي، مهندس بازرگان و ...) توسط همين مؤسسه انجام مي‌گرفت.

دكتر يزدي از لحظه هجرت امام از نجف به كويت، كه به مخالفت دولت كويت انجاميد، در كنار وي بود و امام با قبول پيشنهاد دكتر يزدي از سفر به كشور سوريه منصرف و به پاريس هجرت كرد و در طي اقامت ايشان در پاريس، دكتر يزدي از نزديك‌ترين مشاورين امام در اين دوره بوده است. دكتر يزدي سپس به همراه امام به ايران بازگشت و از طرف وي به عضويت در شوراي انقلاب انتخاب گرديد. او پس از تشكيل دولت موقت به عنوان معاون نخست وزير در امور انقلاب برگزيده شد و پس از استعفاي دكتر سنجابي، دومين وزير امور خارجه دولت موقت انقلاب اسلامي ايران گشت. اصول برنامه‌هاي سياست خارجي جمهوري اسلامي ايران توسط دكتر يزدي تدوين و پس از تصويب هيأت دولت موقت انقلاب و شوراي انقلاب به تأييد امام نيز رسيد.

دكتر يزدي پس از استعفاي دولت موقت انقلاب هيچ مسئوليت دولتي نپذيرفت و ترجيح داد كه در ميان مردم باشد و آيت‌الله خميني رسما وي را به سمت نماينده ويژه خود انتخاب كرد تا به شكايات و مشكلات مردم رسيدگي نمايد. متن نامه امام به دكتر يزدي چنين است:

"بسم الله الرحمن الرحيم

جناب آقاي دكتر ابراهيم يزدي

شكايات بسياري از استان‌هاي مختلف كشور رسيده است. جنابعالي كه مورد اعتماد اينجانب مي‌باشيد مأمور مي‌باشيد با هيئتي كه به اينجانب معرفي خواهيد نمود به استان‌هاي كشور سركشي نموده پس از رسيدگي به شكايات مردم در موارد اختلاف اشخاص مختلف گزارشي تهيه نماييد تا درباره آنان تصميم مقتضي گرفته شود تا در محاكم صالحه رسيدگي و متخلفين مجازات شوند. لازم است در هر نقطه با علماء اعلام و معتمدين محل تماس گرفته و با همكاري آنان مأموريت را انجام دهيد. بديهي است تمامي قشرهاي مختلف كشور در اين امر مهم از هيئت ويژه پشتيباني مي‌نمايند و موضوعات مورد اختلاف را با اين هيئت مطرح مي‌نمايند.

تاريخ 20 آذرماه 58

21 محرم‌الحرام 1400

روح‌الله‌الموسوي‌الخميني"

دكتر يزدي با تكيه به اعتمادي كه امام نسبت به وي ابراز نمود در سفرهاي خود به سيستان و بلوچستان، بندر لنگه و ساير نقاط و استان‌ها، بحران‌ها را با درايت و تدبير خاموش و آرام ساخت.

امام در شب 11 بهمن 57 هنگام وداع با دكتر يزدي در حاشيه قرآن وي چنين مي‌نويسد:

"بسمه تعالي

در سفري كه ناچار به پاريس منتهي شد جناب آقاي دكتر يزدي از لحظه اول همراهي نمودند و مدت چهار ماه و چند روز تحمل زحماتي ارزنده نمودند و خدمات ارزنده‌اي به نهضت مقدس كردند و در اين چند ماه با كمال صداقت و امانت تقبل اموري چند را نمودند، اميد است خداي متعال ايشان را اجر و توفيق عنايت فرمايد.

11 بهمن 57، 2/3/99

روح‌الله‌الموسوي‌الخميني"

و در 21/7/58 به دنبال شايعاتي كه ضد انقلاب در مورد دكتر يزدي پراكند امام اين‌‌‌چنين گفت:

"امروز روز تهمت است، اينها از يك شخاصي ترس دارند، خوف دارند. من بيست و چند سال است كه دكتر يزدي را مي‌شناسم. اينها مردمي متقي هستند كه براي اسلام كار مي‌كنند.

دكتر يزدي يك همسر و شش فرزند و يك نوه دارد و همسر وي ايراني‌الاصل و اهل تبريز و از خانواده مرحوم ميرزا باقر طليعه مي‌باشد."

همچنين دكتر يزدي در يكي از مصاحبه‌هاي اخير خود با خبرنگار روز آنلاين خاطرات جالبي را به زبان مي‌راند.

"سؤال از نوشابه اميري: بسيار شنيده ام که مي گويند شما چون اسناد و حرف هاي ناگفته، اما مکتوبي در باره ماجراهاي انقلاب ‏داريد، تا امروز زنده مانده ايد. چنين است؟ اگر پاسخ مثبت است، اين اسناد چه نقشي در بازجويي‌ها مکرر از شما اما ‏عدم دستگيري‌تان دارد؟ کجا هستند اين اسناد؟

پاسخ از دكتر يزدي: اين ها پندارهاي غير واقع بينانه است. مرگ وزندگي دست خداست. زنده ماندن من نتيجه آنچه شما مي گوئيد نيست. من ‏ازمرگ هراسي نداشته وندارم. در طول ساليان دراز مبارزاتم بارها تا آستانه مرگ رفته ام. درآخرين ساعات شبي که ‏عازم فرودگاه پاريس براي پرواز به ايران بوديم، تمام کساني که در طي آن 118 روز در نوفل لوشاتو به نوعي در ‏فعاليت‌ها حضور داشتند با آقاي خميني جلسه‌اي داشتند و مراسم تشکر از آن‌ها و خداحافظي برگزار شد. بعد از رفتن ‏افراد، من يک صحبت خصوصي با ايشان کردم و از ايشان خداحافظي کردم. گفتم با توجه به آنچه من در اين‌جا ديدم، ‏در ايران شما را دوره مي‌کنند و مرا هم نخواهند گذاشت که شما را ببينم. گفتند چکار مي‌خواهي بکني. گفتم مي‌‏خواهم بروم قلندري کنم. خنديدند؛ پرسيدند: يعني چي. گفتم مي‌خواهم بروم ايران‌گردي، جامعه را بررسي کنم که چه ‏تغييراتي در آن رخ داده که اين انقلاب را سبب شده است. سپس ايشان با تشکر از کارهائي که انجام شده بود در پشت ‏قراني که همراه داشتم متني به يادگار نوشتند. چند روز بعد از ورود به ايران، حاج احمد آقا به ديدنم آمد و گفت: پدرم ‏پيغام دادند که مگر کار تمام شده است که فلاني نمي‌آيد. گفت: پدرم با شما کار دارد و مي‌خواهد شما را ببيند. قبول ‏کردم و با هم رفتيم. در ديدار خصوصي، آقاي خميني بعد از حال و احوال از من خواستند به عنوان نماينده ايشان به ‏شوراي انقلاب بروم؛‏‎ ‎من اما امتناع کردم و نگراني خود را از آنچه پيش‌بيني مي‌کردم توضيح دادم. گفتم من از علاقه ‏شما به خودم واقف هستم و تشکر مي‌کنم. اما نگران هستم. نه من اميرکبير هستم و نه شما ناصرالدين‌شاه. ناصرالدين‌‏شاه برغم خدمات اميرکبير به او و نيز برغم علاقه‌اي که به اميرکبير داشت، در نهايت دستور قتل اميرکبير را داد. من ‏نمي‌خواهم روزي برسد که به دستور شما کشته شوم. ايشان لحظه‌اي بفکر فرورفت و سپس گفت تا زنده هستم نمي‌گذارم آسيبي به شما برسد.‏‎ ‎در همين ارتباط همه مي‌دانند که در زمان حيات آقاي خميني، از جمله در سال 67 پس از ‏انتشار نشريه هشدار در زمينه جنگ تحميلي، مسئولان کشور نزد ايشان رفتند تا مجوز باز داشت همه اعضاي نهضت ‏را بگيرند. ايشان مخالفت کردند و اجازه ندادند. در يک نوبت گفتند که به بازرگان، سحابي و يزدي کاري نداشته باشيد ‏در نتيجه آقايان صباغيان، توسلي و منصوريان را بازداشت کردند. در بک نوبت ديگر گفتند بازرگان، سحابي و يزدي ‏دين دارند اما با ما نيستند. شما برويد فکري براي آنهائي بکنيد که مي‌گويند با ما هستند اما دين ندارند. در نوبتي ديگر ‏مسئولان که دنبال مجوز بازداشت بودند به ايشان گفتند نهضتي‌ها ضدروحاني هستند. ايشان جواب دادند که آنها ضد ‏شما هستند نه ضد روحاني. آنها گفتند که اينان ضد شما هم هستند. ايشان جواب دادند ضد من باشند؛ مگر من جزو ‏اصول دين هستم که اگر کسي با من مخالف بود او را بگيريد. درسال 1381بعد از پنجاه و سومين جلسه بازجوئي‌ام که ‏آخرين جلسه هم بود، از باز جو پرسيدم چرا احکام صادر شده عليه اعضاي نهضت‌آزادي را اجرا نمي‌کنيد؟ پاسخ داد ‏که اول تکليف تو بايد روشن بشود. زيرا اگر احکام آن ها به اجرا گذاشته شود وتو آزاد باشي با مصاحبه‌هائي که مي‌کني ‏موضوع ابعاد جهاني پيدا مي‌کند. جواب دادم که خب، حال که مي‌گوئيد بازجوئي من تمام شده است، حکم مرا هم ‏بدهيد تا با دوستان با هم به زندان برويم. گفت در مورد تو کار ما مشکل است. تو نماينده امام و چنان و چنين بودي. با ‏اين حال من هم مصون از آزارها و اذيت‌ها نبوده‌ام. در سفري به شيراز براي سخنراني، در همان زمان که نماينده ‏مجلس هم بودم، در مسجد مورد حمله گروه‌هاي فشار شناخته شده، قرار گرفتم و مجروح شدم. در19 آبان 1363، بعد ‏ازسخنراني‌ام در دفتر نهضت‌آزادي به مناسبت گروگانگيري، با پرتاب بمب‌هاي انفجاري و آتشزا به منزل مسکوني‌ام ‏توسط گروه‌هاي فشار وابسته به حاکميت، قسمتي از ساخمان ويران و خسارات سنگيني وارد کردند. خوشبختانه خانواده ‏در منزل نبودند و خسارات جاني نداشت. در تمام حملاتي که به دفتر نهضت‌آزادي مي‌شد، همه ما مورد ضرب و شتم ‏قرار مي‌گرفتيم. سوابق و مشروح اين حملات در اسناد نهضت آزادي ايران، در سايت نهضت در دسترس است. ‏در آذرماه سال 1377، در آخرين روز کنفرانس سران اسلامي در تهران، به دنبال شکايت معاون امنيتي وقت وزارت ‏اطلاعات ـسعيد اماميـ به دادگاه انقلاب احضار و همان روز بازداشت و به بند 209، که زير نظر مستقيم وزارت ‏اطلاعات قرار دارد، منتقل شدم. موضوع اتهام اين بود که من در يک نشست محدود اعضاء و علاقمندان نهضت آزادي ‏سخني گفته بودم که آن را توهين به مقام رهبري دانسته بودند. در يکي از جلسات بازجوئي، با حضور وکيل‌ام ـ آقاي ‏دکتر صدرـ قاضي احمدي، که چند سال قبل ترور شد، در پاسخ به اعتراض من که بازداشت من بر خلاف نظر آقاي ‏خميني است، گفت من به همراه سران کشور در آن نشست با رهبر فقيد انقلاب، که پيشنهاد و اصرار بر موافقت ايشان با ‏بازداشت سران نهضت بود و ايشان با آن مخالفت کردند، بودم. اما ايشان به اين پرسش من که پس چرا مرا با شکايت ‏و دستور سعيد امامي بازداشت کرده‌ايد، جوابي نداشت. خلاصه آنکه موقعيت افراد فرق مي کند. من در طول سال‌هاي ‏قبل از انقلاب در فعاليت‌هاي اسلامي‌ام با بسياري از احزاب و سازمان‌هاي اسلامي در کشورهاي مختلف در تماس و ‏همکاري نزديک بوده‌ام. به واسطه نقش و حضورم در انقلاب، موقعيت بين‌المللي خاصي دارم. بعد از درگذشت ‏شادروان مهندس بازرگان، سازمان‌ها و احزاب اسلامي در کشورهاي اسلامي تلگراف‌ها و نامه‌هاي تسليت خود را ‏براي من فرستادند، در حالي که من هنوز به جانشيني مهندس بازرگان انتخاب نشده بودم. هنگامي که در سال 1377، ‏در آخرين روز کنفرانس سران کشورهاي اسلامي در تهران، در دولت آقاي خاتمي، بازداشت شدم برخي ازمقامات ‏کشورهاي اسلامي و رئيس هيات اجرائي کنفرانس به دولت ايران کتباً اعتراض کردند، به طوري که موضوع در هيات ‏دولت مطرح شد. شنيدم آقاي خاتمي گفته بود که اگر چه ما فلاني را به کنفرانس دعوت نکرده بوديم اما مهمانان ما با ‏ماشين‌هاي ما براي ديدن وي به منزلش مي‌رفتند و حالا هم آن‌ها به بازداشت او اعتراض مي‌کنند. در ميان کساني که ‏در انقلاب فعال بوده‌اند کمتر کسي موقعيت بين‌المللي مرادارد. اين را مي‌توان از مراجعات فراوان رسانه‌هاي جهاني و ‏مصاحبه‌هائي که صورت مي‌گيرد، دريافت."

دکتر یزدی یکی از مهم‌ترین و شاخص‌ترین فعالان منتقد جمهوری اسلامی است که به دلیل ویژگی های خاص خود تاکنون کمتر مورد پیگرد قضایی قرار گرفته است. وی در طی سه دهه گذشته تنها به مدت یکی دو روز در پاییز سال 1376 بازداشت شد و به دلیل همزمانی این بازداشت با برگزاری اجلاس سران کشورهای اسلامی در تهران، این اقدام قوه قضائیه با عکس‌العمل شدید برخی از مقامات کشورهای اسلامی که از یاران و دوستان دکتر یزدی بوده‌اند، مواجه شد. در پی این فشارها، وي بلافاصله آزاد شد و جمعی از مقامات شرکت کننده در اجلاس سران با اتومبیل‌های ویژه این اجلاس به خانه ايشان در خیابان ولی‌عصر رفتند تا با او دیدار کنند. شاید یکی از دلایل عمده این امر، جایگاه ویژه وی در نزد آيت‌الله خمینی و نقش مؤثر وی در دوران اقامت ايشان در نجف و به ویژه پاریس بوده است. وی در سالیان اقامت اجباری امام در نجف موفق به ارتباط وسیع با ایشان شد و تنها فرد غیر روحانی است که از سوی امام به عنوان وکیل شرعی ایشان منصوب شده است!

وی در کنار صادق قطب‌زاده و ابوالحسن بنی‌صدر نزدیک‌ترین مشاوران غیرروحانی امام محسوب می‌شدند. به گفته نزدیکان امام در نجف، دكتر یزدی از نظر دینی مورد تأیید فراوان وي بود. دكتر یزدی که نزدیک‌ترین دوست مرحوم شهيد چمران در دوران تحصیلش در آمریکا شمرده می‌شد، در دهه پنجاه شمسی به ارائه درس تفسیر قرآن و تحلیل‌های سیاسی می‌پرداخت. پس از انقلاب نیز با وجود تقابل شدید روشنفکران با جریان روحانیت حاکم، دكتر یزدی همواره مورد مشورت امام بود. حتی در سال 1364 نیز یزدی ساعاتی با امام خلوت کرد و بدون حضور کسی به بیان دلایل مخالفت‌های نهضت آزادی با روند جاری کشور پرداخت.

واضح است كه بيان اين رابطه در چهارچوب كلمات و نوشته‌ها نمي‌گنجد و رابطه ميان دو انسان چيزي وراي اين‌ جمله‌هاست. نگارنده سعي نمود در حد توان و بسيار اندك، توضيحاتي را در جواب شايعاتي كه سال‌هاست بيش و پيش از دكتر يزدي، تهمت‌زنندگان را به عذاب انداخته ارائه نمايد. در اين نوشته از كتاب‌ها و اسنادي عينا استفاده گرديده است. به اميد روزي كه مردم شام بفهمند كه علي هم نماز مي‌خواند و هم‌او طلايه‌دار لشكر اندك مخلصان خداوند است.

+ نوشته شده در جمعه 1387/12/09ساعت 1:5 توسط کوشا آزادی |

برگرفته از وبلاگ ناگفته‌هاي انقلاب 57

منبع: كتاب ايستاده بر آرمان، روايت فروپاشي يك انقلاب، علي غريب، انتشارات انقلاب اسلامي، دي ۸۵

اظهارنظرهای آیت‌الله خمینی در پاریس:

"بشر در اظهار نظر خودش آزاد است".1

"اولین چیزی که برای انسان هست آزادی بیان است."2

"مطبوعات در نشر همه‌ی حقایق و واقعیات آزادند".3

"در جمهوری اسلامی کمونیست‌ها نیز در بیان عقاید خود آزادند."4

"یکی از بنیان‌های اسلام آزادی است... بنیاد دیگر اسلام اصل استقلال ملی است."5

"برنامه ما تحصیل استقلال و آزادی است."6

"حکومت اسلامی یک حکومت مبتنی بر عدل و دموکراسی است"7

"دولت اسلامی يک دولت دمکراتيک به معنای واقعی است. و اما من هيچ فعاليت در داخل دولت ندارم و به همين نحو که الآن هستم، وقتی دولت اسلامی تشکيل شود، نقش هدايت را دارم."8

"اسلام یک دین مترقی و دموکراسی به معنای واقعی است."9

"نظام حکومتی ایران جمهوری اسلامی است که حافظ استقلال و دموکراسی است."10

"اما شكل حكومت ما جمهوري است، جمهوري به معناي اينكه متكي به آراي اكثريت است."11

"حکومت جمهوری است مثل سایر جمهوری‌ها و احکام اسلام هم احکام مترقی و مبتنی بر دموکراسی و پیشرفته و باهمه مظاهر تمدن موافق."12

"شکل حکومت جمهوری است. جمهوری به همان معنا که در همه جا جمهوری است. جمهوری اسلامی، جمهوری است مثل همه جمهوری‌ها."13

"ولایت با جمهور مردم است".

"در اين جمهوري يك مجلس ملي مركب از منتخبين واقعي مردم امور مملكت را اداره خواهند كرد."14

"عزل مقامات جمهوري اسلامي به دست مردم است. برخلاف نظام سلطنتي مقامات مادام‌العمر نيست، طول مسئوليت هر يك از مقامات محدود و موقت است. يعني مقامات ادواري است، هر چند سال عوض مي‌شود. اگر هم هر مقامي يكي از شرايطش را از دست داد، ساقط مي‌شود."15

"رژيم ايران به يک نظام دمکراسی‌ای تبديل خواهد شد که موجب ثبات منطقه می‌گردد."16

"اختیارات شاه را نخواهم داشت."17

"من هیچ سمت دولتی را نخواهم پذیرفت."18

"من در آینده [پس از پیروزی انقلاب] همین نقشی که الان دارم خواهم داشت. نقش هدایت و راهنمایی، و در صورتی که مصلحتی در کار باشد اعلام می کنم... لکن من در خود دولت نقشی ندارم"19

"ما به خواست خداي تعالي در اولين زمان ممكن و لازم برنامه‌هاي خود را اعلام خواهيم نمود، ولي اين بدان معني نيست كه من زمام امور كشور را به دست بگيرم و هر روز نظير دوران ديكتاتوري شاه، اصلي بسازم و علي‌رغم خواست ملت به آنها تحميل كنم. به عهدة دولت و نمايندگان ملت است كه در اين امور تصميم بگيرند، ولي من هميشه به وظيفة ارشاد و هدايتم عمل مي‌كنم."20

"علما خود حكومت نخواهند كرد. آنان ناظر و هادی مجريان امور مي‌باشند.اين حكومت در همه‌مراتب خود متكی به آرای مردم و تحتِ نظارت و ارزيابی و انتقاد عمومی خواهد بود." 21

"من نمي‌خواهم رياست دولت را داشته باشم. طرز حكومت، حكومت جمهوری است و تكيه بر آرای ملت."22

"مردم هستند که بايد افراد کاردان و قابل اعتماد خود را انتخاب کنند وليکن من شخصاً نمی‌توانم در اين تشکيلات مسئوليت خاصی را بپذيرم ودر عين حال هميشه در کنار مردم ناظر بر اوضاع هستم و وظيفه ارشادی خود را انجام می دهم."23

"من چنين چيزي نگفته‌ام كه روحانيون متكفل حكومت خواهند شد. روحانيون شغلشان چيز ديگري است."24

"من و ساير روحانيون در حكومت پستي را اشغال نمي‌كنيم، وظيفه روحانيون ارشاد دولت‌ها است. من در حكومت آينده نقش هدايت را دارم."25

"حکومت اسلامی ما اساس کار خود را بر بحث و مبارزه با هر نوع سانسور می‌گذارد."26

"قانون این است. عقل این است. حقوق بشر این است که سرنوشت هرآدمی باید به دست خودش باشد."27

"بايد اختيارات دست مردم باشد، اين يك مسئله عقلي است. هر عاقلي اين مطلب را قبول دارد كه مقدرات هركسي بايد دست خودش باشد."28

"حكومت اسلامی بر حقوقِ بشر و ملاحظه‌ی آن است. هيچ سازمانی و حكومتی به‌اندازه‌ی اسلام ملاحظه‌ی حقوق بشر را نكرده است. آزادی و دموكراسی به‌تمام معنا در حكومت اسلامی است، شخص اول حكومت اسلامی با آخرين فرد مساوي است در امور ."29

"اسلام، هم حقوق بشر را محترم مى‏شمارد و هم عمل مى‏كند.حقى را از هيچ كس نمى‏گيرد. حق آزادى را از هيچ كس نمى‏گيرد.اجازه نمى‏دهد كه كسانى بر او سلطه پيدا كنند كه حق آزادى را به اسم آزادى از آنها سلب كند."30

"بايد اختيارات دست مردم باشد.هر آدم عاقلی اين‌ را قبول دارد که مقدرات هر کس بايد در دست خودش باشد."31

"ما که می‌‌گوییم حکومت اسلامی می‌خواهیم جلوی این هرزه‌ها گرفته شود، نه اینکه برگردیم به 1400 سال پیش. ما می‌خواهیم به عدالت 1400 سال پیشش برگردیم. همه‌ی مظاهر تمدن را هم با آغوش باز قبول داریم."32

"ما وقتی از اسلام صحبت مي‌كنيم به معنی پشت كردن به ترقی و پيشرفت نيست. ما قبل از هر چيز فكر مي‌كنيم كه فشار و اختناق وسيله‌ی پيشرفت نيست."33 

"دولت استبدادی را نمی‌توان حکومت اسلامی خواند...رژیم اسلامی با استبداد جمع نمی‌شود."34

"در حکومت اسلامی اگر کسی از شخص اول مملکت شکایتی داشته باشد، پیش قاضی می‌رود و قاضی او را احضار می‌کند و او هم حاضر می شود."35 

"ما حکومتی را می‌خواهیم که برای اینکه یکدسته میگویند مرگ بر فلان کس، آنها را نکشند."36

"حکومتی که ما می‌خواهیم مصداقش یکی حکومت پیغمبر است که حاکم بود. یکی علی و یکی هم عمر"37 

"حكومت اسلامي، حكومت ملى است.حكومت مستند به قانون الهى و به آراء ملت است. اين طور نيست كه با قلدرى آمده باشد كه بخواهد حفظ كند خودش را، با آراء ملت مى آيد و ملت او را حفظ مى كند و هر روز هم كه برخلاف آراء ملت عمل بكند قهراً ساقط است."38

"تمام اقلیت‌های مذهبی در حکومت اسلامی می‌توانند به کلیه فرائض مذهبی خود آزادانه عمل نمایند و حکومت اسلامی موظف است از حقوق آنها به بهترین وجه دفاع کند."39

"اقلیت‌های مذهبی به بهترین وجه از تمام حقوق خود برخوردار خواهند بود."40

"تمام اقلیت‌های مذهبی در ایران برای اجرای آداب دینی و اجتماعی خود آزادند."41

"از یهودیانی که به اسرائیل رفته اند دعوت می‌کنیم به وطن خود بازگردند. با آنها کمال خوشرفتاری خواهد شد."42

"اسلام جواب همه عقاید را بعهده دارد و دولت اسلامی تمام منطق ها را با منطق جواب خواهد داد."43

"در حکومت اسلامی همه افراد دارای آزادی در بیان هرگونه عقیده‌ای هستند."44

"جامعه آينده ما جامعه آزادی خواهد بود. همه نهادهای فشار و اختناق و همچنين استثمار از ميان خواهد رفت."45

"ما یک حاکمی می خواهیم که توی مسجد وقتی آمد نشست بیایند دورش بنشینند و با او صحبت کنند و اشکال‌هایشان را بگویند. نه اینکه از سایه او هم بترسند."46

"این که می گویند اگر اسلام پیدا شد زنان باید توی خانه بنشینند و قفلی بر آن زده دیگر بیرون نیایند تبلیغات است. زن و مرد همه آزادند که به دانشگاه بروند. رای بدهند. رای بگیرند. ما با ملعبه بودن زن و به قول شاه"زن خوب است زیبا باشد" مخالفیم." 47

"اسلام با آزادی زن نه تنها موافق است بلکه خود پایه گذار آزادی زن در تمام ابعاد وجودی زن است."48

"زنان در انتخاب، فعاليت و سرنوشت و همچنين پوشش خود با رعايت موازين اسلامی آزادند."49

"زن‌ها در حكومتِ اسلامی آزادند حقوق آنان مثل حقوق مردها. اسلام زن را از اسارت مردها بيرون آورد و آنها را هم رديف مردها قرار داده است، تبليغاتی كه عليه ما مي‌شود برای انحراف مردم است. اسلام همه‌ی حقوق و امور بشر را تضمين كرده است." 50

منابع:

1 - گفتگو با خبرنگاران،11 آبان 57، پاریس

2- سخنرانی 5 آبان 57، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص168

3- مصاحبه با پائزه‌سرا ایتالیایی،11 آبان 57، پاریس، صحیفه نور ،ج4ص266

4- مصاحبه با روزنامه هلندی دی ولکرانت، 7 نوامبر 1978،صحیفه نور، ج4ص364

5- مصاحبه با خبرنگار روزنامه لاکروا، 10 آبان 57، پاریس، صحیفه نور،ج4،ص242

6- مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ، 11 آبان 57، پاریس، صحیفه نور،ج4،ص263

7- مصاحبه با خبرنگار تلویزیون تایمز انگلیس، 16 آذر 57، صحیفه نور،ج5،ص132

8- مصاحبه با راديو و تلويزيون اطريش، 10 آبان 1357، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص120

9- مصاحبه با خبرنگار تلویزیون آلمان،16 دی 57، صحیفه نور، ج5،ص 353

10- صحیفه نور،ج3،ص16

11- صحیفه نور،ج2، ص517

12- مصاحبه با تلویزیون ایتالیا،23 دی 57، صحیفه نور،ج2،ص107

13- مصاحبه با لوموند،22 آبان 57، پاریس، صحیفه نور،ج2،ص351

14 صحیفه نور،ج 2، ص160

15- صحیفه نور، ج 2، ص357.

16- مصاحبه با تلويزيون آلمانی زبان سوئيس، 14 آبان 1357

17- گفتگو با خبرنگاران،24/10/57، پاریس، صحیفه نور،ج3،ص115

18- گفتگو با خبرنگاران، 12 آبان 57، پاریس

19- صحيفه نور،جلد 4 ‌، ص 206

20- صحیفه نور جلد 3، ص77. سخنرانی 18 دی 57

21- مصاحبه با رويترز، 14 آبان 57، پاريس؛ صحيفه‌ی نور، جلد 4، صفحه‌ی 160

22- مصاحبه با مجله‌ی اُسترن، 26 دی 57، پاريس؛ صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 483

23 - مصاحبه با لوژورنال منطقه آلپ فرانسه، 7 آذر 1357

24- سخنرانی 26 دی 57، صحیفه نور ، ج3 ،ص140

25- سخنرانی 18 دی 57، صحیفه نور ، ج3،ص 75

26- مصاحبه با رویترز، ۴ آبان ۱۳۵۷، پاریس

27- مصاحبه با خبرنگاران،1 بهمن 57، پاریس

28- 22/8/57، صحیفه نور، ج3،ص 75

29- مصاحبه با راسلگر، آبان 57، پاريس، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

30 - مصاحبه با مجله اكسپرس،20/10/ 57؛ صحيفه نور، ج 4، ص 199

31- مصاحبه 12 آبانماه 1357، پاريس 

32- مصاحبه با خبرنگاران، 19 مهر 57 ، پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص122

33- مصاحبه با خبرنگار فيگارو، 22 مهر 57، پاريس

34- مصاحبه با خبرنگار خبرگزاری فرانسه،13 آبان 57،پاریس، صحیفه نور،ج4،ص147

35- " مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57 ،پاریس، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58، ص123 

36- مصاحبه با خبرنگاران، ۱۲ آبان ۱۳۵۷، پاریس

37- مصاحبه با خبرنگاران، 8 آبان 57، پاریس 

38- صحيفه نور، ج4،ص58

39- مصاحبه با خبرنگاران، 17 آبان 57، پاریس

40- مصاحبه با اشپیگل،16 آبان 57، پاریس، صحیفه نور،ج4،ص359

41- مصاحبه با القومی العربی،20 آبان 57،11 نوامبر 78، امام و ...، گردآورندگان منصور دوستکام، هایده جلالی، انتشارات پیام آزادی،چاپ سوم، زمستان 58،ص214

42- سخنرانی 1 دی 57 ، پاریس

43- مصاحبه با روزنامه آلمانی دنيای سوم، 15 نوامبر 78

44- مصاحبه با سازمان عفو بین‌الملل، 19 آبان 57، پاریس

45- مصاحبه با اشپيگل، 7 نوامبر 1977

46- مصاحبه با خبرنگاران، 1 بهمن 57، پاریس

47- سخنرانی ظهر عاشورا، 20 آذر 57 ،پاریس 

48- مصاحبه با خبرنگار رادیو و تلویزیون لوکزامبورگ،20 دی 57 ، صحیفه نور، ج5،ص 417

49- مصاحبه با گاردين، 10 آبانماه 57

50- مصاحبه با راسلگر، آبان 57، پاريس، صحيفه‌ی نور، جلد 5، ص 70

اظهارنظرهاي آيت‌الله خميني در تهران و قم:

"آنهایی که فریاد می‌زنند باید دموکراسی باشد، این‌ها مسیرشان غلط است. مسیر ما مسیر نفت نیست. ملی کردن نفت پیش ما مطرح نیست.ما اسلام می‌خواهیم."[1]

"در انقلابی که در ایران حاصل شد در سرتاسر این مملکت فریاد مردم این بود که ما اسلام می‌خواهیم. این مردم  قیام نکردند که مملکتشان دمکراسی باشد."[2]

 "به آنها که از دموکراسی حرف میزنند گوش ندهید. آنها با اسلام مخالفند. میخواهند ملت را از مسیر خودش منحرف کنند. ما قلمهای مسموم، آنهایی را که صحبت ملی و دمکراتیک و اینها را می‌کنند می‌شکنیم."[3] 

"آن‌هایی که به اسم دموکراسی، با اسم دمکرات می‌خواهند مملکت را به فساد و تباهی بکشند، این‌ها باید سرکوب شوند. ملت آن‌ها را سرکوب خواهد کرد. کاری نکنید که باب غضب باز شود."[4]

"شما روشنفکر هستید و آزادی همه چیز، از جمله آزادی فحشا را می‌خواهید. یک نحو آزادی می‌خواهید که جوانان ما را فاسد کند.ما می‌خواهیم مملکت را حفظ کنیم و حفظ مملکت به آن آزادی که شما می‌گویید نیست. این آزادی مملکت را بر باد می دهد. این آزادی که شما می‌خواهید، آزادی دیکته شده است."[5] 

"من انقلابي نيستم. اگر ما انقلابي بوديم اجازه نمي‌داديم اينها اظهار وجود كنند. تمام احزاب را ممنوع اعلام مي‌كرديم، تمام جبهه‌ها را ممنوع اعلام مي‌كرديم و يك حزب و آن حزب الله، حزب مستضعفين تشكيل مي‌داديم و من توبه مي‌كنم از اين اشتباهي كه كردم."[6]

"یک نفر آدمی که یک مملکت یا گروه را فساد می‌کند، قابل اصلاح نیست. این را باید برای تهذیب جامعه نابود کرد . این غده سرطانی را باید از جامعه دور کرد و دور کردنش هم به این است که اعدامش کنند."[7]

"یکی از این‌ها آمده بود گریه می‌کرد که چرا بعضی از این‌ها را می‌کشند! این‌ها باز توجه ندارند که اسلام در عین حال که تربیت است، یک مکتب تربیت است... اگر ما بخواهیم مسامحه کنیم در قضاوت، تا آخر گرفتار هستیم. ما با هیچ‌کس قوم و خویشی نداریم . ما مطیع اسلام هستیم و احکام اسلام را می‌خواهیم جاری کنیم."[8]

"ما دیگر نمي‌توانيم آن آزادی را که قبلاٌ دادیم بدهیم و نمی‌توانیم بگذاریم این احزاب کار خودشان را ادامه بدهند. ما شرعاَ نمی‌توانیم مهلت بدهیم. شرعاَ جایز نیست که مهلت بدهیم. ما آزادی دادیم و خطا کردیم. به این حیوانات درنده نمی‌توانیم با ملایمت رفتار بکنیم. دیگر نمی‌گذاریم هیچ نوشته‌ای از این‌ها در هیچ جای مملکت پخش شود. تمام نوشته‌هایشان از بین می‌بریم. با این‌ها باید با شدت رفتار کرد و با شدت رفتار خواهیم کرد."[9]

 "این جنایتکارها که در بازداشت هستند متهم نیستند، بلکه جرمشان محرز است؛ باید فقط هویت آنها را ثابت کرد و بعد آنها را کشت. اصلاً احتیاج به محاکمه آنها نیست. هیچگونه ترحمی درمورد آنها مورد ندارد. اگر ما اينها را نكشيم، هر يكی شان كه بيايد بيرون ميرود آدم مي‌كشد. با چند سال زندان كار درست نمي‌شود.اين عواطف بچه گانه را كنار بگذاريد."[10]

"راجع به دادگاه انقلاب و راجع به كارهايي كه مربوط به دادگاه انقلاب‏است، من نمي‏گويم كه بايد اينجا سستي بشود. اينجا بايد با جديت جلويش گرفته بشود، بايد جلوي اين فسادها گرفته بشود. حالا بگيرند نگه دارند تربيت كنند يا اگر واقعاً مستحق حدود شرعي هستند حدود شرعي را جاري بكنند كه زندانها بايد محل تربيت باشند." [11]

"آقايان بعضى‏شان مى‏گويند: مساله ولايت فقيه، اگر يك مساله تشريفاتى باشد مضايقه نداريم، اما اگر بخواهد دخالت‏بكند در امور، نه، ما آن را قبول نداريم. اگر متوجه به لازم اين معنا باشند، مرتد مى‏شوند."[12]

"مخالفت با ولایت فقیه، تکذیب ائمه و اسلام است."[13]

"هركه به رسول خدا اهانت كند ، هر كه به ائمه هدي اهانت كند ، واجب‏القتل است."[14]

"قيام كردن بر خلاف حكومت اسلامى، جزايش جزاى بزرگى است. قيام بر ضد حكومت اسلامى در حكم كفر است، بالاتر از همه معاصى است، همان بود كه معاويه قيام مى‏كرد، حضرت امير قتلش را واجب مى‏دانست".[15]

"آنکه مکتبی را مسخره می‌کند، اسلام را مسخره می‌کند. اگر متعمد باشد، مرتد فطری است. زنش برایش حرام است. مالش هم باید به ورثه داده شود. خودش هم باید مقتول شود."[16]

"ملی‌گرایی مخالف اسلام است."[17]

"ملي گرايي بر خلاف اسلام است اين بر خلاف دستور خداست و بر خلاف قرآن مجيد است."[18] 

"ملی‌گرایی اساس بدبختی مسلمین است"[19]

"ما از این ملی‌ها هیچ ندیدیم جز خرابکاری."[20] 

"آن‌هایی که می‌گویند ما می‌خواهیم ملت را احیا کنیم، مقابل اسلام ایستاده‌اند."[21]

"ما چقدر از این ملیت سیلی خوردیم. من نمی‌خواهم بگویم که در زمان ملیت، در زمان آن‌‌کس که آن‌قدر ازش تعریف میکنند[مصدق] چه سیلی به ما زدند. من نمی‌خواهم بگویم که مدرسه فیضیه را به مسلسل بستند . بروند کنار این‌ها، بروند گم بشوند. ما از آن‌ها ضربه خوردیم."[22]

"در نجف و پاریس یک حرف‌هایی زدم که چنانچه اسلام پیروز شود، روحانیون می‌روند سراغ شغل‌های خودشان، لکن وقتی ما آمدیم و وارد معرکه شدیم دیدیم که اگر روحانیون را بگوییم همه بروید سراغ مساجدتان، این کشور به حلقوم آمریکا یا شوروی می‌رود... ما این طور نیست که هرجا یک کلمه‌ای گفتیم و دیدیم مصالح اسلام این‌جوری نیست، بگوییم سر اشتباه خود هستیم. ما دنبال مصالح هستیم. بنابراین مساله نیست که آقایان به ما بگویند شما آن‌روز اینجوری گفتید... هرچه می‌خواهند به ما بگویند. بگویند کشور ملایان، حکومت آخوندیسم. این هم یک حربه‌ای است که ما را از میدان به در کنند. ما نه، از میدان بیرون نمی‌رویم."[23]

"ما می‌خواهیم اسلام را پیاده کنیم. پس ممکن است دیروز من یک حرفی زده باشم و امروز حرف دیگری را و فردا حرف دیگری را. این معنا ندارد که من بگویم چون دیروز حرفی زده‌ام باید روی همان حرف باقی بمانم."[24] 

"واجب بر همه ما، بر همه شماست که اگر توطئه‌ای دیدید واگر رفت و آمد مشکوکی دیدید خودتان توجه کنید و اطلاع دهید. بر همه ما واجب است که جاسوسی کنیم. بر همه ما واجب است که نظر کنیم و توجه کنیم و نگذاریم که غائله‌ای پیدا شود. منع جاسوسی از حرف‌های احمقانه‌ای است که از همین گرو‌ه‌ها القا می‌شود که جاسوسی خوب نیست. اما برای حفظ اسلام و حفظ نفوس مسلمین واجب است."[25]

"مردم باید پند بگیرند از آن مادری که پسرخود را آورد و بدست محاکمه سپرد و آن پسر اعدام شد. این یکی از نمونه های اسلام است و دیگران هم باید همینطور باشند. اولادها وبرادرها و فرزندان خودشان را اگر نصیحت نپذیرفتند معرفی کنند تا به مجازات خود برسند."[26]

"اسلام را همه باید حفظ کنیم... یک بیچاره‌ای به من نوشته بود که شما گفتید همه این‌ها را باید تجسس کنید، خوب در قرآن[که] می‌فرماید لاتجسسوا... وقتی که اسلام در خطر است همه شما موظفید که با جاسوسی حفظ کنید اسلام را."[27]

"دانش آموزان عزیز باید با کمال دقت اعمال وکردار دبیران و معلمین را زیر نظر بگیرند که اگر خدایی ناکرده در یکی از آنها انحرافی ببینند بلافاصله به مقامات مسئول گزارش نمایند... فرزندان عزیزم در صورتیکه مشاهده کردند که بعضی از دشمنان در لباس دوست و همشاگردی میخواهند آنانرا جذب گروه خود کنند به مقامات مسئول معرفی نمایند وسعی کنند اینکارخود را به صورت مخفی انجام دهند."[28]

منابع:

[1]- سخنرانی در جمع دانشجویان اهواز،کیهان 3/3/58

[2]- سخنرانی مورخه ۱۹ آذر ۱۳۵۸، قم

[3]- سخنرانی مورخه ۲۲ اسفند ۱۳۵۷، قم

[4]- صحیفه نور،ج9،ص372

[5]- سخنرانی در مسجد فیضیه قم، جمعه 2 شهریور58، سروش،شماره 18، 10 شهریور 58،ص6-7

[6]-كيهان، 27مرداد 1358

[7]- سخنرانی 19 تیر 58 امام و ...، گردآورنده: منصور دوستکام و هایده جلالی،انتشارات پیام آزادی، چاپ سوم،1358ص96

[8]- صحیفه‌نور ، ج13، ص50

[9]- مجلس معارفه با نمایندگان مجلس خبرگان در فیضیه قم، 27 مرداد 1358

[10]- سخنرانی به مناسبت سالروز تولد رسول اسلام، ۹ تیر ۱۳۵۹

[11]- سخنرانی در جمع حكام شرع دادگاهها ۶۱/۱۱/۱۸؛ صحيفه نور، ج ۱۷، ص ۱۷۹

[12]- سخنرانی 12/7/58، صحيفه نور، جلد 9، صفحه 254

[13]- صحیفه نور،ج 5، ص522.

[14]- سخنرانی در جمع گروهي از بانوان لنگرود،۵۸/۴/۲، صحيفه نور، ج ۷، ص۱۸۲

[15]-سخنرانی مورخه 29/7/58، صحيفه نور، جلد 10، صفحه 15

[16]- صحیفه نور،ج14،ص376

[17]- سخنرانی در جمع دانشجویان و طلاب، جمهوری اسلامی،5/3/59

[18]- سخنرانی 3/3/59، صحيفه نور ج12،صفحه 110

[19]- سخنرانی در کنگره قدس،صبح آزادگان، 19/5/59

[20]- جمهوری اسلامی، 5/3/59

[21]- پیام به مناسبت روز قدس، سروش، شماره 63، 25 مرداد 59،ص 6

[22]- سخنرانی در جمع شورای عالی قضایی،31/4/59، صحیفه نور،ج 13،ص51

[23]- سخنرانی 30/3/61 . صحیفه نور،ج16،ص211-212

[24]- سخنرانی 20/9/62، صحیفه‌نور،ج18،ص 178

[25]- پیام انقلاب، ارگان مطبوعاتی سپاه پاسداران، شماره 40، 14 شهریور 60،ص6

[26]- سخنرانی شهریور۱۳۶۰

[27]- صحیفه نور، ج15،ص100-101

[28]- پیام به مناسبت بازگشایی مدارس،1 مهر1361، صحیفه نور،ج 17ص2

+ نوشته شده در چهارشنبه 1387/11/23ساعت 10:12 توسط کوشا آزادی |